بیوگرافی اردلان شجاع کاوه :

اردلان شجاع کاوه در سال ۱۳۴۱ در شهر بیرجند به دنیا آمد.پدر و مادرش اهل بابل هستند, بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون است. اردلان شجاع کاوه استاد دانشگاه نیز می باشد ,متاهل است و یک دختر دارد, اردلان شجاع کاوه لیسانس بازیگری اش را از دانشکده هنر های زیبای دانشگاه تهران و فوق لیسانس بازیگری را از دانشگاه تربیت مدرس دریافت کرد.آغاز کار بازی اردلان شجاع کاوه در سینما از سال ۱۳۶۴ با فیلم «بایکوت» به کارگردانی «محسن مخملباف» بود.
فیلم نگار :
۱ – به هدف شلیک کن (۱۳۸۷)
۲ – حضرت یوسف (۱۳۸۶)
۳ – پاپیتال (۱۳۸۵)
۴ – جوجه اردک من (۱۳۸۱)
۵ – آقای رئیس جمهور (۱۳۷۹)
۶ – دایره سرخ (۱۳۷۴)
۷ – پاییز بلند (۱۳۷۲)
۸ – بر بال فرشتگان (۱۳۷۱)
۹ – دادستان (۱۳۷۰)
۱۰ – عملیات کرکوک (۱۳۷۰)
۱۱ – پنجاه و سه نفر (۱۳۶۸)
۱۲ – هراس (۱۳۶۶)
۱۳ – گذرگاه (۱۳۶۵)
۱۴ – بایکوت (۱۳۶۴)
مجموعههای تلویزیونی
۱ – کلانتر
۲ – صاحبدلان
۳ – چارخونه (مجموعه طنز) در نقش فرزاد
۴ – یوسف پیامبر
.................................................................................................................................................................................................................
مصاحبه با اردلان شجاع کاوه :
اردلان شجاع کاوه در کنار احمد پورمخبر در جشن خانه سینما
شجاعکاوه: در سال ۱۳۷۰، پای سفره عقد نشستم، همسرم الیزا اورامی است که از بازیگران تئاتر بود. بر سر صحنه تئاتر با یکدیگر آشنا شدیم که این آشنایی منجر به ازدواج شد و ثمره آن دختر ۱۲ سالهام است، ضمن اینکه باید بگویم وی مدتی در رادیو و همچنین بخش دوبله فعال بود و در حال حاضر هم نمایشنامهنویسی را ادامه میدهد، البته برای دلش…
از تحصیلاتتان چیزی برایمان نگفتید.
شجاعکاوه: دیپلم اقتصاد، لیسانس بازیگری از دانشگاه تهران و فوق لیسانس بازیگری و کارگردانی از دانشگاه تربیت مدرس را دارم. در زمان تحصیل بچه زرنگی بودم و هیچگاه هم تجدید نمیشدم. در دانشگاه سوره تدریس میکردم و حال به مدت یک سال و نیم است که در دانشگاه آزاد هنر فعالیت میکنم.
شنیدیم ساز هم میزنی همینطور است؟
شجاعکاوه: به شکل حرفهای که نه، اما سنتور مینواختم. گرچه نتوانستم ادامه دهم، شاید همین مسئله باعث شد تا مشوق دخترم در فراگیری سختترین آلت موسیقی یعنی ویولن شدم. وقتی دخترم شش سال بیشتر نداشت، دیپلم «ارف» گرفت، یعنی هنوز سواد خواندن و نوشتن نداشت، اما به راحتی «نت خوانی» میکرد. دخترم در حال حاضر ۱۲ ساله است و از زندگیام هم راضی هستم.
بعضی ها میگویند، شجاعکاوه خیلی دیر وارد صحنه هنر شد؟
شجاعکاوه: اشخاصی که چنین حرفی میزنند اطلاعات زیادی ندارند، من از شش سالگی روی صحنه تئاتر بودم و چهل سال است که بازیگرم. طی این سالها هم مشغول تحصیل و کار بودم، ۲۲ سالم بود که در بایکوت مخملباف بازی کردم. من در بیش از ۵۶ اثر تصویری بازی کردم… هفت سال اول، کارم را در سینما متمرکز کرده و پس از آن به تلویزیون آمدم، گرچه در در دوران کودکی سابقه بازی در تئاتر هم داشتم.
شما در سه عرصه، هنر بازیگری را تجربه کردهاید به کدام یک بیشتر علاقهمندید؟
شجاعکاوه: هر سه را دوست دارم اما اگر بخواهم از تفاوتهای آن بگویم، باید اشاره داشته باشم که کار در تئاتر به تعمق و حوصله در اجرا نیاز دارد… شما در تئاتر میتوانید هر شب، یک روایت را اجرا کنید، اما در آن دو، وضع اینگونه نیست، سرعت را باید مدنظر داشته باشید، در تئاتر بازیگر هر لحظه میتواند فکر کند، تعمق کند، میتواند از لحظهها لذت ببرد، اما در سینما و تلویزیون، شما باید از بین چند اجرا، یکی را انتخاب کنید، ضمن اینکه باید بگویم، تلویزیون پر از مخاطب، اندیشه و نظر است، اگر میبینید مدتی است در تلویزیون حضور دارم، به این خاطر بوده که این خواسته من به مرور زمان شکل گرفته است. البته هستند عدهای که میگویند زمانیکه در نقشهای جدی ظاهر میشدم موفقتر بودم در پاسخ باید بگویم مجموعههای طنز ویژگیهای خاص خود را به همراه دارد، از آنجا که مخاطبان اینگونه مجموعهها، زیاد است تولید این نوع برنامهها تاثیرگذار است. همچنین بینندگان برنامههای طنز هم راحتتر با چنین مجموعههایی ارتباط برقرار میکنند، گرچه من در این مجموعه کار خاصی انجام نمیدهم و سنگینی کار بر عهده دوستان است که سابقه کار طنزشان از من بیشتر است، من تنها سعی میکنم آنها را همراهی کنم و خودم را به فضای طنز، بیشتر نزدیک کنم. ضمن اینکه باید بگویم کار در مجموعههای نود قسمتی را دوست دارم. هر چند حضور در این کارها سخت است، کاری طاقتفرسا که شما باید مدام تمرین کنید و لحظاتی بعد هم مقابل دوربین بروید، اما بازی یا تمام این تفاسیر شیرین است.
اما هستند عدهای که میگویند فرزاد چارخونه تفاوت چندانی با نقشی که در صاحبدلان داشتید، ندارد؟
شجاعکاوه: این حرف را نگویید، به نظر من صد در صد تفاوت داشت،این کاراکترها به خاطر علاقه مردم است که شاید به روز مرگی تبدیل شود .ضمن اینکه رویدادها هم کم تغییر می کند و به این خاطر بیننده فکر می کند که دو رویداد شبیه هم هستند
بعضیها میگویند که در بعضی از قسمتهای چارخونه فیلمنامه ضعیف است و در بعضی قسمتها بسیار قوی که بیننده را پای تلویزیون میخکوب میکند، چرا؟
شجاعکاوه: بهطور کلی در یک کار گروهی و البته نود قسمتی تمامی اعضا نقش دارند، نباید گفت چون مثلا فیلمنامه آن شب خوب نبود، کار دیدنی نیست یا نگرفته، و البته این بعضیها، نظر و سلیقه خود را گفتند، شاید عدهای از همان قسمت خوششان بیاید… اما باید اشاره داشت در هر شرایطی نظر بیننده محترم است.
اردلان شجاع کاوه، بجز تحصیلات آکادمیک، استاد دانشگاه هم هست، کمی توضیح بدهید.
شجاعکاوه: زمانی بود که ۱۶ ساعت درهفته در دانشگاه سوره تدریس میکردم، بعد هم خسته شدم.معلمی کار سختی است… از آنجا که من عاشق تدریس بودم، دوباره تدریس را آغاز کردم و اینبار در دانشگاه آزاد هنر…
شنیدیم اهل ورزش هم بودید.
شجاعکاوه:بله، فوتبال بازی میکردم، تا اینکه یکی از انگشتهایم شکست و فوتبال را کنار گذاشتم. سابقه بازی در نوک حمله تیم نوجوانان کوروش را دارم. سالهای ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۶ گلزن خوبی بودم، غیر از فوتبال در سطح آموزشگاهی بسکتبال هم بازی میکردم.
در فوتبال طرفدار چه تیمی هستید؟
شجاعکاوه: بازیهای جامجهانی ۷۴ فوتبال را به خوبی به یاد دارم… آن زمان ۱۲ سالم بود، عاشق بازیهای گردمولر آلمانی و یوهان کرایف هلندی بودم. البته بعدها به فوتبال انگلیس و ایتالیا علاقهمند شدم. از دیدن بازی پائولو مالدینی لذت میبردم، او فوتبالیست بزرگ جهان بود. همچنان هر دوره بازیهای جامجهانی را میبینم، جامجهانی، هویت فوتبال جهان است. کره جنوبی را ببینید، سالهاست که قهرمان جام ملتهای آسیا نشده، اما از جامجهانی ۱۹۸۶، هفت دوره پیاپی در جامهای جهانی شرکت کرده و به همین خاطر است که فوتبال این کشور در عرصه جهانی وجهه خوبی دارد.
و فوتبال ایران؟
شجاعکاوه: برد و باخت جزیی از فوتبال است، اما میتوانستیم بهتر باشیم که این فرصت را از دست دادیم.
چه تجاربی را طی این سالها کسب کردید؟
شجاعکاوه: ترکیبی از هیجان های شادی، ترس، اضطراب و غم و… اینها تجاربی بود که کسب کردم و البته سعی کردم طی این مدت از کوچکترین لحظات زندگی برای آموختن استفاده کنم.
تنها که میشوید به چه چیزی بیشتر فکر میکنید؟
شجاعکاوه: تنها که میشوم با بهترین دوستانم خلوت میکنم! کتابهایم. من عاشق مطالعه هستم، کتابهای تاریخی زیادی دارم که به تمام آنها وابستهام… اما فکر هم میکنم، به خاطرات خوش دوران کودکی، دوچرخهسواری در بلوار بندر انزلی، زمانی که پدرم آنجا مامور بود، به رفتن در مرداب انزلی… روزها بسیار زود میگذرد با چشم بر هم زدنی عمر میگذرد.
بزنیم به تخته، به شما نمیآید که ۴۵ سال سن داشته باشید، ۳۳،۳۲ ساله نشان میدهید.
شجاعکاوه: حرص مال و منال دنیا را نخوردم، سعی کردم همیشه فردی با طراوت باشم و شادابی را به خانوادهام انتقال بدهم. کم غذا میخورم و البته باید بگویم، سعی میکنم از غذاهای سالم و طبیعی تغذیه کنم… ضمن اینکه به خودم عادت دادم از فشارهای عصبی فاصله بگیرم و از همه مهمتر، همیشه به خداوند توکل کردم. البته فکر کنم، همسرم از این پرسش شما، خوشحال شود، چشمتان که شور نیست.
خیالتان راحت باشد… برایتان آرزوی سلامتی میکنیم و امیدواریم که همیشه همینطور شما را خندان و سرحال ببینیم و در پایان شجاعکاوه را در یک جمله برایمان تعریف کن؟
شجاعکاوه: آدمی که سعی میکند درست زندگی کند .