بازیگران ایرانی

خانه > مقالات > فیلم نگار > ايستگاه متروك
عوامل سینمایی و بازیگران
خبرنامه
نام:
*ایمیل:
*موبایل:
 
*درج کد
ايستگاه متروك
ايستگاه متروك

فیلمشناسی ايستگاه متروك :

ايستگاه متروك

ايستگاه متروك

گروه كارگرداني:
۱- عليرضا رئيسيان     ....     كارگردان
۲- فرامرز روشنايي     ....     مدير روابط عمومي
 
گروه فيلمنامه:
۱- كامبوزيا پرتوي     ....     نويسنده
 
گروه بازيگران:
۱- ليلا حاتمي     ....     مهتاب
۲- نظام منوچهري     ....      
۳- مهران رجبي     ....      
۴- محمود پاك نيت     ....      
 
گروه تهيه و توليد
۱- حسين زندباف     ....     تهيه كننده
۲- محمدصادق آذين     ....     مدير توليد
۳- پيمان جعفري     ....     مدير توليد
 
گروه فيلمبرداري:
۱- محمد آلادپوش     ....     مدير فيلمبرداري
۲- مجيد صباغ بهروز     ....     عكس
 
گروه تدوين:
۱- حسين زندباف     ....     تدوين
 
گروه صحنه و لباس:
۱- محسن شاه ابراهيمي     ....     طراح صحنه و لباس
۲- اميرخشايار قاسمي     ....     دستيار طراح صحنه
 
گروه موسيقي:
۱- پيمان يزدانيان     ....     آهنگساز
 
گروه صدا:
۱- پرويز آبنار     ....     صدابردار
۲- ژولين كلوكه     ....     صداگذار
۳- فرزام منطقي     ....     دستيار صدابردار
 
گروه چهره پردازي:
۱- مهرداد ميركياني     ....     طراح چهره پردازي

خلاصه داستان :
مهتاب و محمود كه سال ها از ازدواجشان مي گذرد، هنوز صاحب فرزند نشده اند. آنها سفري را به قصد زيارت به سوي مشهد آغاز مي كنند. محمود هنگام رانندگي راه اصلي را گم مي كند و براي پرهيز از برخورد با يك آهواز مسير منحرف مي شود و اتومبيلش خراب مي شود. او در جست و جوي تعميركار به روستايي در بيابان مي رسد كه ساكنان آن كودكان و زن ها هستند. فيض الله، معلم روستا، تنها مرد روستاست و به محمود مي گويد مي تواند اتومبيل اش را تعمير كند. مهتاب ابتدا از وضع بد اهالي روستا دچار بهت و حيرت مي شود، اما كم كم با بچه ها و ساكنان صميمي مي شود. زندگي در آن روستا شكل كسل كننده اي دارد و همه پي كارهاي خود هستند. وقتي محمود و فيض الله به شهر رفته اند، مهتاب در روستا به بچه ها درس مي دهد و آدم هايي را كه وارد روستا مي شوند مي بينند. زن هاي روستا كه با مهتاب صميمي شده اند به او مي گويند چهره اش مانند زن هاي باردار است. مهتاب مي گويد در سه نوبت بارداري هيچ كدام از بچه هايش سالم به دنيا نيامده اند. پس از پايان درس، بچه ها به بهانه پيدا كردن يكي از دوستانشان كه علاقه زيادي به قطار دارد، مهتاب را وامي دارند تا با آنها به ديدن ايستگاه قطار بيايد. بچه ها پس از ديدن قطار به ايستگاه متروكي در همان نزديكي مي روند و مشغول بازي مي شوند. مهتاب كه ناگهان خود را تنها مي بيند، به جست و جوي بچه ها روانه ايستگاه مي شود و پس از كمي قدم زدن در يكي از واگن هاي مخروبه مي نشيند و به آرامش مي رسد. مهتاب و بچه ها پس از گردش به روستا بازمي گردند و فيض الله و محمود هم كه اتومبيل را تعمير كرده اند به روستا مي رسند. محمود از فيض الله و بچه ها عكس يادگاري مي گيرد و به رغم دلبستگي كه ميان مهتاب و بچه ها به وجود آمده روستا را ترك مي كند.

جشنواره بين المللي فيلم فجر ـ دوره بيستم :
بخش مسابقه سينماي ايران
سال         نتيجه        عنوان جايزه               موضوع/دريافت كننده
۱۳۸۰     برگزيده     سيمرغ بلورين     بهترين فيلمبرداري / محمد آلادپوش

 
منوی کاربری
ایمیل
رمز عبور
 
» عضویت
» یادآوری رمز عبور
تبلیغات مرتبط

© کلیه حقوق این وب سایت محفوظ می باشد. طراحی سایت با مهریاسان