فیلمشناسی مظفرنامه :
مظفرنامه
فیلم مظفرنامه محصول سال ۸۶-۱۳۸۵ با نویسندگی و کارگردانی آقای محمد رضا ورزی با تهیه کنندگی آقای سید محسن جاهد و با همکاری شبکه پنج ایران (شبکه تهران) و شبکه جهانی سحر تولید شده است.
تمامی لوکیشنهای فیلم در کاخ سعد آباد (کاخ سبز)و کاخ گلستان و تصاویری در قزوین و سفر مظفرالدین شاه به فرانسه نیز در کشور ارمنستان فیلم برداری و انتخاب شده است.
داستان مظفرنامه به روایت بخشی از تاریخ معاصر ایران می پردازد. ماجرا از ترور ناصرالدین شاه آغاز شده و با امضای حکم مشروطیت توسط مظفرالدین شاه به پایان می رسد.
در پرداخت این دوره تاریخی چند واقعه مستند به شیوه داستانی و چالشی طنز روایت میشود.


در این فیلم بازیگران توانمنری همچون آقای اکبر عبدی در نقش مظفرالدین شاه و آقای بهزاد فراهانی در نقش صدراعظم ایران در آن زمان اتابک اعظم و خانم گلشیفته فراهانی (دختر آقای بهزاد فراهانی)در نقش دختر مظفرالدین شاه به نام جیران و آقای محمد ابهر در نقش ناصرالدین شاه و آقای محمد ساربان در نقش عین الدوله حاکم تهران و کمند امیر سلیمانی در نقش ترلان همدم دختر شاه و آقای سپند امیر سلیمانی به عنوان سفیر ایران در فرانسه به نام دکتر عماد بازی میکنند.
فیلم حال و هوای آن زمانها را به زیبایی به شما القاء میکند، انتخاب لوکیشنهای بسیار زیبا و طراحی لباس منحصر بفرد آقای نوید فرح مرزی شمارا به دوران قاجار میبرد.
بازی بسیار زیبای آقای عبدی با لهجه ترکی (مظفرالدین شاه قاجار پس از نزدیک به پنجاه سال ولیعهد بودن، شاه شد و از تبریز به تهران آمد و این مسئله بسیار بر لهجه و گویش او تاثیر گذاشته بود) لحظات شادی را برای شما به همراه میآورد.
مظفرالدین شاه پنجمین شاه سلسله قاجار و کسی است که دوره ولایت عهدی اش سه برابر دوره سلطنتش به درازا کشید. او که در سال ۱۲۶۹ ه.ق به دنیا آمد، چهارمین فرزند ناصرالدین شاه بود، اما چون دو برادر بزرگ ترش در خردسالی درگذشتند و مادر برادر سوم یعنی مسعود میرزا ظل السلطان از خانواده شاهی نبود، ولایت عهدی را از آن خود کرد.
در آن زمان مردم در مریضی، فقر و گرسنگی بسیار زیادی به سر میبردند، زمانی که پادشاهان قاجار در سفرهای فرنگ و گرفتن وامهای سنگین از کشورهای غربی بودند، گرفتن وام برای سفرهای خود نه رسیدگی به مسائل کشوری و لشگری.
در تاریخ ما می خوانیم که در جریان جنبش مشروطه برخلاف کوششهای صدراعظمهایش میرزا علی اصغرخان امین السلطان (اتابک اعظم) و عینالدوله، با مشروطیت موافقت کرد و فرمان مشروطیت را امضا کرد.
صدراعظمهای او را در فیلم می بینیم که همانند والدین کودکی خردسال با شاه برخورد میکنند و هر دو نقش آدمهای چاپلوسی را اجرا میکنند، چاپلوسیهای عین الدوله در فیلم بیشتر از اتابک اعظم میباشد.
اتابک اعظم که از قشر مردم عادی بوده و خانزاده نمیباشد، بیشتر در میان مردم میباشد.
پدر وی صاحب یک قهوه خانه بوده که وی خردسالی خود را در آنجا سپری کرده و بعضی اوقات برای آگاهی از وضع مردم با لباس مبدل به میان مردم و قهوه خانه میرود.
در سکانسی از فیلم می بینیم که درویشی نا بینا با وی صحبت میکند و میگوید که تو میتوانی به کودک خود (منظور پادشاه میباشد) بگویی که مشروطه را قبول کند.
اتابک اعظم صحبتهای زیادی با مظفرالدین شاه میکند ولی پادشاه او را به یاد امیر کبیر می اندازد و میگوید که آیا دوست داری مانند او بشوی؟
پادشاه به همراه هیئتی به فرانسه میروند و در آنجا شاه از سفیر فرانسه دکتر عماد با بازی آقای سپند امیر سلیمانی خوشش میآید و از او درخواست میکند که به ایران بیاید و طبیب دربار شود و او نیز با جان و دل می پزیرد ولی نا آگاه است که شاه او را برای دختر خود پسندیده است.
در فرانسه وقتی شاه از موزه لوور Musée du Louvre در حال بیرون آمدن میباشد یک تروریست به او حمله میکند ولی ناکام می ماند وتیر به وی نمیخورد و کشور فرانسه بایت عضر خواهی قاتل را به دولت ایران می سپارد.
در فرانسه پادشاه را به سینما توگراف میبرند که اولین فیلم ساخته برادران لومیر (ورود قطار به ایستگاه) را نشان میدهند که او در هنگام ورود قطار به تونل میترسد و از آنجا فرار میکند.
البته موضوع خنده داری نیست، زیرا وقتی اولین بار این فیلم را دولت مردان فرانسه می بینند در هنگام فرار از سینما دست وزیر امور خارجه آنها می شکند.
در این فیلم کارگردان مظفرالدین شاه را طبق روایتها آدمی بی فکر، بی تمدن، بی ادب، بی پرستیژ و عیاش نشان میدهد.
در صحنهای از فیلم که شاه دستور خرید دوربین فیلم برداری و همه تجهیزات را میدهد اتابک اعظم میگوید با چه پولی و شاه در جوابش میگوید شاه می بخشد و شاه قلی نمی بخشد.
در صحنهای دیگر مردم گرسنه را می بینیم که در خیابان تحصن کرده اند و کمند امیر سلیمانی در نقش ترلان همدم دختر شاه در جمع آنها میباشد به صورت مخفیانه و به در و دیوار شهر بر علیه دولت اعلامیه می چسباند و کارگردان وضع نابسامان آن زمان را به ما نشان میدهد که مردم خواستار اولین حقوق شهروندی خود یعنی مجلسی مردمی و هر شهری دارای یک نماینده را می خواهند.
کارگردان صفتهای بد شاه را یک به یک در صحنههای مختلف نشان میدهد، زمانیکه ترلان در هنگام درد و دل با اتابک اعظم میگوید هیچ ارزشی ما زنان نداریم و فقط برای یک لحظه پادشاهیم، نه سری، نه صدایی، نه برویی و نه بیایی فقط یک لحظه، در این صحنه شهوت خاموش نشدنی پادشاهان قاجار را می بینیم.
زمانی که از فرانسه به تهران باز میگردند قاتل را در قفس کرده اند و به کاخ میآورند زنان زیادی دور او جمع میشوند و میگویند که آیا تو می خواستی ما را بیوه کنی که کارگردان در اینجا اشاره مستقیمی به حرم سراهای پادشاهان گذشته داشته است.
شاه دستور میدهد که قاتل را فلک کنند و اذیت و آزار کنید، سپس بکشیدش که نشان از دل سنگی او و قصاص گناهی که نشده است را خواستار است، که با وساطت دختر وی به پایان میرسد.
دختر او که نوه امیرکبیر بزرگ (همسر مظفرالدین شاه دختر امیر کبیر است) میباشد با رجوع به آیات قرآن کریم و قسم دادن پدرش به سفر کربلایی که رفته است از قتل قاتل جلوگیری میکند و در اینجا کارگردان تلنگری به ما میزند تا پاکی خاندان امیرکبیر و مظلومیت وی را هرگز فراموش نکنیم.
فیلم کمدی تلخی به همراه دارد، صحنههایی که با بی فرهنگی پادشاه مانند دشنام دادنش به زبان ترکی به همه و بی فرهنگی و تربیت وی میباشد لحظههایی ما را می خنداند و خندههای تمسخر آمیز فرانسویان را نیز به همراه دارد.
طبق مطالعات بنده در کتب تاریخی (اسامی کتب در پائین مطلب قید شده است) تنها حرکت مثبت این پادشاه بعد از امضاء حکم مشروطیت، آوردن وسائل فیلم سازی به ایران میباشد.
که صد البته این حرکت وی بسیار مفید واقع شد، زیرا اگر این کار را انجام نمیداد و مانند پدرش (ناصرالدین شاه) مخالف سینما و آدمی سانسورگرا بود معلوم نبود که ما امروز آثار سینمایی زیبایی مانند قیصر، سگ کشی، گاو، آژانس شیشهای و ..... را داشتیم.
الیته ذکر کنم که پدر وی یعنی ناصرالدین شاه به خاطر میل جنسی خود که پایانی نداشت، عاشق یکی از هنرپیشههای داخل یک فیلم قدیمی میشود و برای آن که به معشوق برسد، حکومت را رها میکند و به دنبال سینما میرود.
این داستان در فیلم ناصرالدین شاه آکتور سینما به کارگردانی محسن مخملباف نیز روایت شده است .
در کل این فیلم بسیار زیبا و جالب میباشد.
مشخصات دیگر فیلم و عوامل در ذیل قید شده است:
اکبر عبدی( مظفرالدین شاه) – محمد ابهر ( ناصرالدین شاه) – بهزاد فراهانی ( اتابک وزیر اعظم) – محمد ساربان( عین الدوله حاکم تهران) سپندامیرسلیمانی ( دکتر عماد سفیر ایران در فرانسه) – شقایق فراهانی ( جیران دختر مظفرالدین شاه) – کمند امیرسلیمانی ( ترلان همدم جیران)- مسعود عجمی ( ابراهیم خان عکاس باشی) – بیژن علی محمدی خواجه سرور ( خواجه حرمسرا) – محسن صادقی نسب( مرشد) – احمد کشاورزی ژوزف ( آنارشیست فرانسوی) در این فیلم سینمایی بازی میکنند.
لیست کامل عوامل فیلم مظفرنامه (۱۳۸۶) گروه کارگردانی:
1. محمدرضا ورزی .... کارگردان
2. محسن صادقی نسب .... دستیار اول کارگردان
3. محسن صادقی نسب .... برنامه ریز
4. سعید مرادی .... دستیار کارگردان
5. مسعود عجمی .... دستیار کارگردان
6. مژگان تمجیدی .... منشی صحنه
7. مهرسیما باقری .... دستیار برنامه ریز
گروه فیلمنامه:
1. محمدرضا ورزی .... نویسنده
گروه تهیه و تولید:
1. سیدمحسن جاهد .... تهیه کننده
2. سیدنعمت اله مهاجرانی .... مدیر تولید
3. مهدی کیهانی .... مدیر تولید
گروه فیلمبرداری:
1. سیدمحسن جاهد .... مدیر فیلمبرداری
2. حسن سلیمان میگونی .... دستیار اول فیلمبردار
3. سیدمرتضی نجفی .... دستیار دوم فیلمبردار
4. حسین اسدی .... گروه فیلمبرداری
5. حمید عجمی .... گروه فیلمبرداری
6. جلال زندی .... گروه فیلمبرداری
7. مسعود کشاورز .... گروه فیلمبرداری
8. حسین نصیری .... گروه فیلمبرداری
9. سحاب زری باف .... عکس
10. بابک برزویه .... عکس
گروه صحنه و لباس:
1. نوید فرح مرزی .... طراح صحنه
2. سهیل میرسپاسی .... مدیر صحنه
3. منوچهر کبیری .... گروه صحنه
4. نازنین امینی .... گروه صحنه
5. علی کبیری .... مسئول دوخت لباس
6. سولماز آرانیا .... جامه دار
گروه صدا:
1. رضا اردلان نسب .... صدابردار
2. عادل قادری .... دستیار صدابردار
3. ساسان کریمی .... دستیار صدابردار
گروه چهره پردازی:
1. امیر اسکندری .... طراح چهره پردازی
2. شهرام خلج .... چهره پرداز
3. هاله فروزنده .... چهره پرداز
مدت فیلم .... 90 دقیقه / کشور .... ایران / زبان .... فارسی / رنگ .... رنگی / صدا .... Mono
|