بازیگران ایرانی

خانه > مقالات > عوامل سینمایی > بازیگران > بازیگران مرد > محمد رضا هدایتی
عوامل سینمایی و بازیگران
خبرنامه
نام:
*ایمیل:
*موبایل:
 
*درج کد
محمد رضا هدایتی
محمد رضا هدایتی

بیوگرافی محمدرضا هدایتی :

 

 


 محمدرضا هدایتی متولد ۲۴ اردیبهشت ۱۳۵۲ است ،  محمدرضا هدایتی متولد چابهار در استان سیستان و بلوچستان است. محمدرضا هدایتی متاهل است و یک پسر دارد. به خاطر نقش‌های کمدی  محمدرضا هدایتی در سریال‌های تلویزیونی به کارگردانی مهران مدیری شهرت پیدا کرده است. اما پیش از آنکه  محمدرضا هدایتی به شهرت برسد در عرصه تئاتر بسیار فعال بوده است. محمدرضا هدایتی از دوران کودکی به تئاتر روی آورده است. محمدرضا هدایتی خرداد ۷۴ به تهران آمد و در انتشارات مرغ آمین مشغول به کار شد .سال ۱۳۷۷ محمدرضا هدایتی یک تئاتر هم با اکبر زنجانپور کار کرد به نام گوریل پشمالو اثر یوجین اونیل .تا اینکه سال ۱۳۷۸ اولین همکاری را  محمدرضا هدایتی با مهران مدیری در مجموعه تلویزیونی به نام ببخشید شما؟ را تجربه کرد .از دیگر فعالیت های  محمدرضا هدایتی می توان به کارگردانی یک فیلم کوتاه با نام برخورد کوتاه اشاره کرد .
 محمدرضا هدایتی همچنین خوانندگی هم نموده و یک آلبوم به نام برگ و باد از او وارد بازار شده است.

 

فیلم‌ نگار :

 

مجموعه‌های تلویزیونی :
- قهوه تلخ
- مرد دو هزار چهره
- داستان‌های نوروزی
- در چشم باد
- وکیل محل
- رانت‌خوار کوچک
- صفر درجه
- قهر و آشتی
- نیستان
- شب‌های برره
- نقطه‌چین…
- پاورچین
- پلاک ۱۴
- ببخشید شما؟ (۱۳۷۸)
- کمین

 

سینمایی :
- دلقک
- تاکسی نارنجی (۱۳۸۷)
- کیش و مات (۱۳۸۷)
- بی وفا (۱۳۸۵)
- شام عروسی (۱۳۸۴)
- الهه زیگورات (۱۳۸۲)
- روز کارنامه (۱۳۸۱)
- مردی از جنس بلور (۱۳۷۷)

                                                                                                                                                                                                                        تئاتر :
- نیرنگ باری
- لولوی عزیز من
- میزان
- خواستگاری
- گوریل پشمالو
- دلم دریا
- زمانی برای کشنن
- دزد و مهتاب
- بار دیگرها بیل
- شب بخیر سرهنگ

 

شبکه خانگی :
- داماد خوش قدم
- فضانوردان

 

مصاحبه با محمدرضا هدایتی :

 


محمدرضا هدایتی بازیگر است. بازیگر خوبی هم هست. خیلی راحت، تیپ می سازد و عموماً تیپ سازی هایش با استقبال عموم رو به رو می شود. اما او یک موسیقی شناس فوق العاده هم هست. این مسأله را خیلی ها نمی دانند. هدایتی، نگاه کارشناسانه دقیقی به موسیقی ایران و جهان دارد. اگر یک بار سوار زانتیای سفید رنگش شوی، خوب این مسأله را درک می کنی. انواع موسیقی های سنتی ایرانی، موسیقی های موسوم به ورلدموزیک و موسیقی هایی که شاید در دکان هیچ عطاری پیدا نشود. فقط یک علاقه مند جدی موسیقی و درباره هدایتی یک کارشناس متبحر موسیقی، این آرشیو غنی را در اتومبیلش حمل می کند. او موسیقی سنتی ایرانی را خیلی خوب می شناسد، موسیقی های غربی را با جزئیات دنبال میکند و به موسیقی مقامی ایران و موسیقی فالک دنیا به شدت علاقه مند است. خب، اینها را چرا گفتیم؟ برای اینکه به اینجا برسیم که محمدرضا هدایتی، چند روزی است که به جرگه خوانندگان رسمی موسیقی پاپ پیوسته و آلبوم “برگ و باد”ش وارد بازار شده است. او دراین آلبوم، به دلش پرداخته و ملودی های زیبایی را با سازبندی کلاسیک پاپ به گوش علاقمندان موسیقی می رساند. آلبوم “برگ و باد” هدایتی ۹ قطعه دارد که جز قطعه ریمیکس آخر، بقیه بسیار ملودیک و گوش نواز و با سازبندی ویژه ای ساخته شده اند.
او دراین آلبوم با میثم کزازی و ایمان حجت همکاری کرده و اشعاری از میلاد کزازی، هما میرافشار و سید جواد موسوی را برای این آهنگ ها برگزیده است.
آلبوم برگ و باد دیرآمد و اما بالاخره آمد.
البته این “دیرآمدن” متفاوت بود. من به سبک روز کار نکرده بودم که بخواهد قدیمی شود. چون آن زمانی که من روی این آلبوم کار می کردم، “تکنو” و “ترنس” مد بود. یک سالی هم هست که “رپ” و
“هیپ هاپ” روی بورس است. از این نظر، دیر و زود منتشر شدن آلبوم، فرقی نمی کند. من برای مد روز کار نکرده بودم.
البته ممکن است دراین مدت، سلیقه ات تغییر کرده باشد. خواه ناخواه، ذائقه عوض می شود دیگر.
نه، من سلیقه ام خیلی دیر تغییر می کند. آدم کهنه پرستی ام. البته اگر بخواهم دوباره کاری را شروع کنم، پاپ کار نمی کنم. دوست دارم روی موسیقی فولکلور خودمان در سیستان و بلوچستان کار کنم. اما
اگر قرار باشد پاپ کارکنم، باز هم در همین سبک و سیاق کار خواهم کرد؛ البته نه خیلی آرام که شنونده خوابش ببرد. ضمن اینکه این تأخیر از یک جهت هم خیلی بد نبوده. دراین مدت، خیلی ها فهمیده اند که من می خواهم آلبومی منتشر کنم. درواقع یک تبلیغ ناخودآگاه روی آلبوم انجام شده.
گفتید که سلیقه تان تغییری نکرده، اما مثلاً برای تنظیم قطعات یا داستان های دیگر، نظرتان عوض نشده. این طور نیست که بگویید اگر امروزکار می کردم، شاید تغییراتی درکار ایجاد می شد. چون سبک تنظیم های امروز شاید خیلی با کار شما تفاوت داشته باشد.
من کار چاووشی را شنیده ام. چند قطعه همچنان ریتم تکنو داشت.
البته ماجرای چاووشی متفاوت است. نگاه ها هم به آلبوم او متفاوت بوده. اما من کار شما را با عموم آثاری که دراین مدت به بازار آمده مقایسه کردم. کار شهروز و صفاریان یا کار یگانه یا گروه آریان یا فرزاد فرزین. کار ویژه ای مد نظرم نبوده. سازبندی عمومی آلبوم های پاپ را می گویم. شاید هم بعضی از این آثار اصلاً قابل دفاع هم نباشد. ماجرا این است که شما از سازهای آگوستیک استفاده کرده اید ولی عموم آثار بازار، از سمپل های کامپیوتری به شدت استفاده می کنند و گوش ها را به آن نوع صدا عادت داده اند.
کار ما اساساً اگوستیک است. تو درست می گویی. پس درباره یک سن خاص این صحبت تو درست است. سنین دیگری هستند که این نوع آهنگ ها، اذیت شان می کند. مثلاً چهل ساله ها دوست ندارند آهنگ تکنو بشنوند. آنها به آهنگ های آرام علاقه مندند ولی جوان ها و تین ایجرها که با موسیقی الکترونیک عجین شده اند و به آن نوع موسیقی علاقه مندند، اساساً گوششان به آن سبک موسیقی عادت کرده است.
شما چه کرده اید؟ چه کسانی مد نظرتان بوده اند؟
شاید بتوان گفت کار عوام پسندی نکرده ام. مطابق سلیقه روز بازار حرکت نکرده ام. چیزی را که واقعاً دوست داشته ام خوانده ام. حداقل درباره ملودی ها این طور بوده که من تک به تک شان را انتخاب کرده ام. ده ها ملودی دیگر را هم بچه ها اجرا می کردند که من ردشان می کردم و اینها را انتخاب کردم . می توانم بگویم ملودی هایی که دراین آلبوم انتخاب کرده ایم، ملودی های گوش نوازی اند.
درباره ملودی ها موافقم.
البته ما قطعه آخر را به صورت ریمیکس ساخته ایم که تکنو است ولی خودم خیلی دوست نداشتم این کار را درآلبوم بگذاریم. بیشتر به خاطر اصرار بچه های آهنگساز و تنظیم کننده، این قطعه را در آلبوم گذاشتیم. خودم خیلی تمایل نداشتم. اعتقادی به این کار نداشتم. وقتی قطعه ریمیکس را در یک آلبوم می گذارند که خواننده ای، هفت هشت آلبوم موفق را به بازار داده و مردم همه آهنگ هایش را شنیده اند، زمزمه شده، خاطره شده، ولی برای آلبوم جدید، چه ریمیکسی، چه خاطره ای؟
شاید چون اجازه نداده اید تنظیم ها و موسیقی روز در آلبوم قرار بگیرد، بچه ها به این کار اصرار داشته اند. شاید هم می خواستند بگویند ما می توانستیم آهنگ ها را به شکل تنظیم کنیم و آگاهانه این کار را نکرده ایم.
شاید، این را برعهده میثم کزازی و ایمان حجت گذاشتم. این قطعه به انتخاب آنهاست. شاید کسانی که این نوع آهنگ ها را می پسندند، از همین یک قطعه خوششان بیاید. ولی خب آن موقع، شعرش بی معنی می شود. چون منتخبی است از هشت ترانه قبلی.
قبلاً دو آهنگ ترنس یا تکنو در یک آلبوم، برای موفقیتش کافی بود اما امروز دیگر این طور نیست. آلبوم ریمیکس فریدون به بازار می آید که اغلب آهنگهایش در این سبک است و هیچ اتفاقی نمی افتد. درصورتی که مثلاً آلبوم “غریبه” درزمان انتشار خود، رکوردشکن شد.
به نظرمن دوره این سبک به پایان رسیده. طبیعی هم هست. وقتی یک موسیقی در یک دوره این قدر رشد می کند، ممکن است به همان زودی هم دوره اش بخوابد. حتی دوره تِرش متال و هوی تال و این سبک ها خیلی زود به پایان رسید و خود غربی ها هم از این دوره به عنوان دوره طنز موسیقی یاد می کنند. یعنی می گویند در این دوره ما دیوانه شده بودیم و می خواستیم یک کاری کرده باشیم. این دوره، ماندگار نشد …
تکنو و ترنس هم به همین شکل است. می بینیم که خیلی از بچه ها که دراین سبک، کار می کردند، دست از کار کشیده اند. اما رپ تازه شروع شده. حدود یکسال و نیم است که خیلی فراگیر شده. راجع به رپ نمی توانم نظر بدهم که خیلی زود، دوره اش تمام شود.
چرا؟
چون بحث های اجتماعی که با این سبک آهنگ ها مطرح می شود، می تواند به ماندگار شدنش کمک کند.
خودتان رپ گوش می کنید؟
نه، چون موسیقی نیست. یک ریتم است که یک سری آوا کنارش است و بیشتر این شعر است که برهمه چیز سوار است. به هرحال موسیقی نیست و صد درصد دوره بادوامی نخواهد بود. حالا شاید چهار پنج سال هم ادامه پیدا کند.
ولی روی سبک های دیگر تأثیر می گذارد. مثلاً روی R&B خیلی تأثیر گذاشته خواننده های R&S به کمک سبک هیپ هاپ توانسته اند دوباره خودشان را بالا بکشند.
بله، رپ از تکنو و ترنس موثرتر خواهد بود.
آن دوره که خودتان مشغول ضبط بودید، آهنگ های تکنو ترنس خیلی باب بود. وسوسه نشدید که چند آهنگ به این سبک کارکنید. یا اصلاً با چه دیدی به این سمت گرایش پیدا نکردید و در مسیر آهنگ های ملایم و ملودیک این آلبوم حرکت کردید؟
من اصلاً دوست نداشتم به سبک تکنو بخوانم. من بیشتر دنبال ملودی هستم. یعنی یک ملودی و بعد تنظیم بیشتر برایم اهمیت دارد. چون تکنو هم بیشتر ریتم است. سازبندی خاصی نداشت. یک سری سمپل های الکترونیکی بود و ملودی خاصی در آهنگ ها جریان نداشت. بودند کسانی که با ملودی خوب به میدان آمدند و تکنو را وارد ملودی کردند و موفق هم شدند.
مثلاً چه کسانی؟
(مکث) مثلاً دکتر اصفهانی، ایشان صدای بسیار جذابی دارد و کارهایش هم ملودیک است. او این کار را کرد ولی با این حال من بقیه کارهایش را بیشتر دوست دارم. چه خوب، چه بد، تبش مرا نگرفت.
این تب تکنو و ترنس خوابیده و احتمالاً به نفع آلبوم شماست که این روزها به بازار آمده؟
بله از این نظر می تواند به نفع آلبوم من باشد.
با این حال، کسانی که “دلی” کار می کنند، با موانع بیشتری روبه رو هستند. یعنی هنوز هم همان سبک ها بیشتر مورد توجه رسانه ها قرار می گیرند.
گوش موسیقی خریداران موسیقی تقریباً بیمار شده است. خریداران بالقوه آثار موسیقی هم جوان ها هستند. اینها گوش شان بیمار شده و از یک دوره پر شکوه موسیقی ایران بی خبرند. مقصر اصلی هم صدا و سیماست. صدا و سیما، این جوانان را از شنیدن موسیقی های خوب و آهنگ های دوره پرشکوه موسیقی ایران محروم کرد. این بچه ها، خارج از مرزها به دنبال موسیقی و ملودی خوب می گشتند و این مسأله، گوش شان را بیمار کرد. شاید بشود گفت گوش ملی شان را خراب کرد. شاید گوش بین المللی شان پیشرفت کرده باشد اما گوش ملی شان نه.
منظورتان چه نوع موسیقی است؟ موسیقی سنتی ایرانی یا …؟
مثلاً در رادیو زاهندان که یکی از دوستان من درآنجا فعالیت می کرد، اجازه نداشت کارهای استاد بنان را پخش کند ولی خب انواع و اقسام موسیقی های یونانی و … پخش می شود.
که احتمالاً این نوع موسیقی را هم دوست دارید؟
بله، خیلی دوست دارم. ولی چرا نباید موسیقی بنان پخش شود؟ چرا شعر رهی معیری، معینی کرمانشاهی و حتی شعر حافظ پخش نشود؟ مگر بنان چیزی غیر ازاینها خوانده. سال ها از شنیدن این گنجینه محروم بودیم. اگر آن نوع موسیقی آن زمان هم پخش می شد درکنار موسیقی مدرن و روز می توانست این بی هویتی شنوایی موسیقی را از بین ببرد. کما اینکه می بینیم این جوانان چقدر مستعدند. خیلی از این زیرزمینی ها بدون اترباط با دنیای خارج و صرفاً با شنیدن آثار غربی، به نوازندگان بسیار متبحری تبدیل شده اند یا از لحاظ تنظیم شاهکارند.
البته نمی توان گفت که ارتباطی نداشته اند. اینترنت و ارتباطات مجاز خیلی به آنها کمک کرده.
بله، ولی اینترنت مگر مال چند سال پیش است؟ شش هفت سال. قبل از آن هیچی نداشته اند. ماهواره هم نبود. فقط یک سری کاست غیرمجاز پیاده رویی بود. فقط تشنگان موسیقی به دنبال پیداکردن کارهای خوب بودند. اتریشی ها از سیصد سال پیش، موسیقی کلاسیک شان را داشته اند و دنبال کرده اند و الان هم هرچیزی را به عنوان موسیقی خوب نمی پذیرند.
اینجا هم، موسیقی سنتی، جریان مسلط و قدرتمند موسیقی ایران است. شاید آلبوم استاد شجریان به اندازه آلبوم چاووشی نفروشد، اما موسیقی سنتی همچنان قدرتمند است.
دقیقاً همینطور است. موسیقی سنتی ماندگارترین موسیقی مان است. پیشینه موسیقی ما، این نوع است.
یعنی مانده دیگر.
بله، مانده ولی شما ده تا جوان را به صورت رندوم انتخاب کن و از آنها بپرس که چه نوع موسیقی را گوش می دهند. از ده نفر، نه نفرشان می گویند سنتی گوش نمی کنیم. شاید هم هر ده تایشان بگویند. می گویند موسیقی سنتی ما غم و غصه است. در صورتی که اگر خودت را به جریان موسیقی سنتی ایرانی بسپاری، آن غم مورد توجه دیگران، برای تو، شادی مطلق است. ازکوچکترین زخمه نوازنده اش به اوج می رسی.
اگر این قدر به این نوع موسیقی علاقه داشتید، چرا در این سبک کار نکردید؟
حق من نبود و نمی توانستم. البته حساب تصنیف جداست. چیزی حدود صدسال پیش مدرسان موسیقی می گفتند تصنیف مال زن هاست. اگر مردی بیا و آواز بخوان. البته خواندن تصنیف ایرانی هم ساده نیست. من سواد موسیقی سنتی را ندارم تا بخواهم در این سبک کار کنم. کسی حق دارد آلبوم سنتی بدهد که همه ردیف های ایرانی را حفظ باشد، آموزش دیده باشد. سال ها تمرین تحریر کرده باشد تا حنجره اش آماده شود. ریاضت کامل است؛ یک عمر ته دیگ نخور و یک عمر سیگار نکش. اولاً حق من نیست تانیاً درحد این حرف ها نیستم و توانایی اش را ندارم. ممکن است درحد موسیقی تلفیقی و درقالب تصنیف بتوانم کاری کنم ولی یک جور ماسک دروغین است. وقتی بخواهم آواز بخوانم، معلوم می شود چند مرده حلاجم. موسیقی سنتی بین جوان ها مرسوم نیست ولی آتش زیرخاکستر است. این برای ما می ماند. به هر حال زمانی، آموزشگاه های موسیقی هم، هنرجوی زیر پانزده سال را نمی پذیرفتند. به همین ترتیب، خیلی ها رفتند سراغ فعالیت های زیرزمینی که نمودش را البته در موسیقی پاپ بیش از سنتی می بینیم. مثلاً کارهای زیرزمینی همین محسن چاووشی خیلی بیشتر با مردم ارتباط برقرار کرد تا آلبوم مجازش.
شما آلبوم چاووشی را شنیده اید؟ نظرتان درباره آلبوم چیست؟
من خیلی ارتباط برقرار نکردم. مثلاً سنتوری بهترین کار چاووشی بود. اما کار جدیدش چندان مرا جذب نکرد.
به خاطر حضور سنتور بود؟
نه، ملودی کارهای قبلی چاووشی هم شبیه سنتوری نیست. سنتوری کلاً یک چیز دیگر است. البته باید چند بار دیگر این آلبوم را گوش کنم. چون گوشم چندان با ترنس و تکنو آشنا نیست، نتوانسته ام با آهنگ هایش ارتباط برقرار کنم. شاید بعداً بتوانم ارتباط برقرار کنم.
خب به آلبوم “برگ و باد” برگردیم. این سبک را در کارهای بعدی پاپ تان ادامه می دهید؟ کلاً از این پکیج چقدر راضی هستید؟
الان اگر برگردم و بخواهم تغییراتی درکار بدهم، به شعر می پردازم. من سعی کردم اشعار مورددار نباشد و به راحتی مجوز بگیرد. بعد دیدم که شش تا از ترانه ها رد شده. گفتم کاش شعرها را اجتماعی تر انتخاب می کردم. نه شعر عاشقانه آنچنانی داشتم نه اجتماعی این چنینی تا راحت مجوز بگیرم.
ولی شاید این اشعار، حس و حال ویژه ای را برای شنونده نسازد.
ممکن است در وهله اول، حس و حال خاصی را ایجاد نکند. یک روز نشستم و قطعات را ازاول تا آخر مرور کردم. دیدم شعرها ممکن است حس خاصی ایجاد نکند، اما یکدست است و فضایش خوب است. به درد یک آلبوم می خورد. در یک آهنگ نمی گوید عاشقتم و در بعدی بگوید ازت متنفرم. مثلاً در “پل ها” یک روح، ماجرا را بازگو می کند: “خاطره هایم از دنیا / فقط توئی و پل ها” یعنی یک نفر ازآن دنیا، خاطراتش را می گوید. آهنگ بعدی “یادته”، ماجرای صحبت با یک دوست از دست رفته است. سومین آهنگ درباره یک عابراست که شب در خیابان قدم می زند و این تنهائی، به خوبی در آهنگ مشخص است. برای نشان دادن این تنهایی از ساز دهنی استفاده کردیم که ساز تنهایی است. آهنگ چهارم هم درباره نیمکت تنهایی است. یا خود “برگ و باد” درباره یاد دوران کودکی است.
درواقع این آلبوم، آلبوم تنهایی است.
بله، این بی زمانی و بی مکانی آهنگ، می تواند کمک کند که همیشه بشود ازآن استفاده کرد. کسی که این اشعار را گفته، ۲۳ ساله است. فقط دو آهنگ را او نسروده. یکی یادته که هما میرافشار سروده و دیگری پل ها که شعر سیدجواد موسوی است.
من حتی دو آهنگ کاور دارم. یکی “پل ها”ست که روی یکی از آهنگ های معروف الویس پریسلی است و دیگری “برگ و باد” که روی تم یکی از آهنگ های جیپسی یونانی است. تأکید هم داشتم که حتماً اسم آنها نوشته شود تا بعداً کسی نگوید آهنگ ها را دزدیده و می خواند.
نقشه بعدی تان چیست؟ می خواهید در موسیقی چه کار جدیدی ارائه کنید؟
آرزو دارم که روی موسیقی سیستان و بلوچستان کار کنم ولی کار پرهزینه ای است. چون می خواهم موسیقی آنجا را با موسیقی مدرن تلفیق کنم و باید چند نوازنده را ازآنجا بیاورم و مدتی روی پروژه کار کنیم، با ارکستر هماهنگی شود و این خودش خیلی خرج دارد. این کار را حتماً انجام می دهم. البته من به صورت حرفه ای به معنای تأمین هزینه زندگی ام نمی خواهم وارد جریان موسیقی شوم. چون باید مطابق سلیقه شرکت ها، کار بدهی و نمی توانی کار دلت را انجام دهی. اما الان ذهنم روی موسیقی سیستان و بلوچستان دور می  خورد.
دقیقاً می خواهید چه کار کنید؟ چه نوع تلفیقی؟
مثل موسیقی نیوایج
رنگ های موسیقی سیستان و بلوچستان را وارد موسیقی روز می کنید؟
بله. دقیقاً سازهای موسیقی بلوچستان فوق العاده اند. قیچک زابلی و بلوچی، دونلی، رباب، بنجو، تنبورک، دهلک و کوزه. این سازبندی را در موسیقی نواحی دیگر نمی بینی، جاهای دیگر یا تک سازی اند یا دوسازی. با این وسعت موسیقیایی هنوز معرفی نشده. قیچک بلوچی وقتی ملودی بلوچی می زند، دل شنونده را به آتش می کشد.
یک نکته دیگر هم وجوددارد. شما یک چهره سینمایی و تلویزیونی هستید که این جذابیت را برای مخاطبان ایجاد می کند که آهنگ هایتان را بشنوند. اما شاید در نگاه اول به نظر برسد به خاطر شهرت تان وارد این ماجرا شده اید.
نمیگویم معروف بودن من نقشی درتهیه این آلبوم نداشته، به هرحال اگر چهره نبودم ممکن بود هیچوقت تهیه کننده ای برای این آلبوم پیدا نمی کردم اما در مورد مجوز اینگونه نبود، وقفه دوساله بین تولید وپخش این آلبوم گواه خوبی بر این ادعاست.

 
منوی کاربری
ایمیل
رمز عبور
 
» عضویت
» یادآوری رمز عبور
تبلیغات مرتبط

© کلیه حقوق این وب سایت محفوظ می باشد. طراحی سایت با مهریاسان