بازیگران ایرانی

خانه > مقالات > عوامل سینمایی > بازیگران > بازیگران مرد > سروش صحت
عوامل سینمایی و بازیگران
خبرنامه
نام:
*ایمیل:
*موبایل:
 
*درج کد
سروش صحت
سروش صحت

بیوگرافی سروش صحت :


 سروش صحت در سال ۱۳۴۴ در شهر اصفهان متولد شد.  سروش صحت فوق لیسانس آلودگی شیمیایی دریا از دانشگاه آزاد می باشد و مدتی هم دبیر شیمی بوده ،  سروش صحت بازی در سینما را از سال ۱۳۷۸ با فیلم «شراره» به کارگردانی «سیامک شایقی» شروع  کرد.  سروش صحت با نویسندگی و بازی در مجموعه طنز «جنگ ۷۷» خوش درخشید. بازی روان و راحت  سروش صحت در سری دوم مجموعه تلویزیونی «داستان یک شهر»  سروش صحت را به عنوان بازیگری توانا مطرح کرد و بازی متفاوت  سروش صحت در فیلم «نان، عشق و موتور هزار» از  سروش صحت چهره ای ماندگار ساخت.  سروش صحت در ضمن یک نویسنده خوش قریحه نیز هست و کار کارگردانی هم انجام می دهد.

 

 سروش صحتدر مقام بازیگر :


۱۳۷۷ – جُنگ ۷۷ (مجموعه تلویزیونی)؛ به کارگردانی مهران مدیری
۱۳۷۸ -ببخشیدشما! (مجموعه تلویزیونی)؛ به کارگردانی مهران مدیری
۱۳۷۸ – شراره(فیلم سینمایی)؛ به کارگردانی سیامک شایقی
۱۳۷۸ – داستان یک شهر (مجموعه تلویزیونی)؛
۱۳۸۰ – نان،عشق و موتور ۱۰۰۰ (فیلم سینمایی)؛ به کارگردانی ابوالحسن داودی
۱۳۸۰ – کاکتوس (مجموعه تلویزیونی)؛ به کارگردانی محمد رضا هنرمند
۱۳۸۱ – گاوخونی (فیلم سینمایی)؛ به کارگردانی بهروز افخمی
۱۳۸۳ – بازنده (فیلم سینمایی)؛ به کارگردانی کیومرث پوراحمد
۱۳۸۴ – تقاطع (فیلم سینمایی)؛ به کارگردانی ابوالحسن داودی
۱۳۸۵ – تنگنا (فیلم تلویزیونی)؛ به کارگردانی علی‌رضا بذرافشان
۱۳۸۵ – سربلند (فیلم سینمایی)؛ به کارگردانی سعید تهرانی
۱۳۸۷ – مرد هزار چهره (مجموعه تلویزیونی)؛ به کارگردانی مهران مدیری
۱۳۸۷ – بازی (تله‌فیلم)
۱۳۸۸ – شمس العماره (مجموعه تلویزیونی)
۱۳۸۸ – گاوصندوق (مجموعه تلویزیونی)
۱۳۸۸ – طهران تهران (فیلم سینمایی)؛ به کارگردانی داریوش مهرجویی،مهدی کرم پور
۱۳۸۸ – پوپک و مش ماشاالله (فیلم سینمایی)؛ به کارگردانی فرزاد موتمن
 ۱۳۸۸ – سنپطرزبورگ (فیلم سینمایی)

 

سروش صحتدر مقام نویسنده :


۱۳۷۷ – جُنگ ۷۷ (مهران مدیری)
۱۳۷۹ – چراغ جادو (مجموعه تلویزیونی)
۱۳۸۱ – زیر آسمان شهر (سری اول و سوم)
۱۳۸۴ – جایزه بزرگ (مهران مدیری)
۱۳۸۴ – شبهای برره (مهران مدیری)
۱۳۸۴ – نوک برج؛ به کارگردانی کیومرث پوراحمد
۱۳۸۵ – باغ مظفر (مهران مدیری)
۱۳۸۶ – ترش و شیرین (رضا عطاران)
۱۳۸۷ – بزنگاه (رضا عطاران)
۱۳۸۸ – نیش زنبور (حمیدرضا صلاحمند)
۱۳۸۸ – پوپک و مش ماشاالله (فرزاد موتمن)

 سروش صحت در مقام کارگردان :


۱۳۸۹ – ساختمان پزشکان (مجموعه تلویزیونی)
۱۳۸۶ – چارخونه (مجموعه تلویزیونی)
۱۳۸۷ – تله‌فیلم بازی.
.................................................................................................................................................................................................................

مصاحبه با سروش صحت :


تهران امروز مصاحبه ایی با سروش صحت  انجام داده است. او سوال‌های سبک زندگی را به شیوه خودش جواب می‌دهد، شیوه‌ای که مختص یک بازیگر و نویسنده طناز است.
چطور زندگی می‌کنید و چقدر از زندگی‌تان راضی هستید؟
مثل همه زندگی می‌کنم و خیلی هم راضی‌ام.
 
وای چه جواب کاملی!
حالا اگر اشکال ندارد ۵ نقطه در زندگی که به شما چشمک می‌زند را برایمان بگویید:
۱‌ـ چراغ چشمک‌زن راهنمایی رانندگی
۲ـ راهنمای ماشین‌ها وقتی می‌خواهند به سمت چپ یا راست بپیچند
۳ـ بعضی از ستاره‌های آسمان
۴ـ بعضی از لامپ‌ها که خاموش و روشن می‌شوند
و هر چیز دیگری که خاموش و روشن شود یا چشمک بزند!
چه چیز به زندگی‌تان معنی می‌دهد؟
چیزهای معنی‌دار
این چیزهای معنی‌دار را توضیح دهید…
هر چیزی که به زندگی‌ام معنی بدهد، در زندگی‌ام چیز معنی‌داری به حساب می‌آید!
دوست دارید به گذشته برگردید؟
خیلی زیاد. دلم می‌خواهد زمان از دیروز گرفته تا ۴۰ سال پیش یا حتی ۱۰۰ سال پیش به عقب برگردد البته دو تا شرط دارم؛ اول اینکه ذهن الان را داشته باشم یعنی با آگاهی به گذشته برگردم، دوم اینکه قابلیت بازگشت به زمان حال هم وجود داشته باشد.
با چه کسانی عکس یادگاری می‌گیرید؟
با دوستانم و کسانی که دوستشان دارم.
توی زندگی شما چه چیزهایی به رنگ سبز است؟
گیاهان، وسایل سبز، قورباغه‌های دور و برمان، کاهو، سبزی خوردن، یک شلوار سبز هم دارم.
این رنگو خیلی دوست دارید؟
من همه رنگ‌ها رو دوست دارم.
مهم‌ترین معلم‌های دوره مدرسه و استادهای دانشگاهتان را به یاد دارید؟
آقای برانگیزی معلم کلاس پنجم من بود که الان فوت کرده و خانم مرتهب معلم کلاسم اولم. خانم انصاری را هم خیلی دوست داشتم،‌ معلم کلاس سومم.
از معلم‌های دوره راهنمایی، خانم نصیری را به یاد دارم چون خیلی مهربان بود و معلم انشامو که اسمشو الان فراموش کردم. ممکنه نیم‌ساعت دیگر یادم بیاید و کلی غصه بخورم که چرا اسمش یادم نبود آقای… (یادم نمیاد) ولی خیلی معلم تاثیرگذاری بود و کتاب‌های خوبی را به من معرفی کرد.
آقای پرویزی معلم تاریخ دوم دبیرستانم، کاری کرد که علاقه شدیدی به این درس پیدا کنم و کتاب تاریخ مشروطه را همان موقع خریدم. برای قبولی در کنکور، کلاس می‌رفتم. آقای مهربد دبیر ریاضی، آقای نوروزیان دبیر فیزیک و آقای مهدویان دبیر شیمی من در کلاس‌های کنکور بودند. آنها باعث شدند من بی‌سواد دانشگاه، رشته شیمی قبول بشم. توی دانشگاه هم استادهای خوبی داشتم مثل دکتر محمود مدبری که ادبیات فارسی درس می‌داد و دکتر سعیدی، استاد شیمی‌آلی، واقعا کلاس‌های دلنشینی داشت.
یک روز تعطیل اگر در خانه باشید، چه کارهایی انجام می‌دهید؟
چه کارهایی انجام می‌دهم یا دوست دارم چه کارهایی انجام بدهم؟
فرقی نمی‌کند، هر دو را بگویید.
دوست دارم در روز تعطیل خونه را تمیز کنم، صبحانه و ناهار خوشمزه بخورم. کمی بخوابم (خوابیدن در روز تعطیل را خیلی دوست دارم) فیلم خوب ببینم، کتاب بخونم، مهمونی برم و با خانواده و دوستانم خوش بگذرونم. راستش همین کارها را هم انجام می‌دهم!
یک هفته تعطیلات اجباری دارید، کجا می‌روید؟
چه موقع؟
زمانش مهم است.مثلا تابستان!
یکی دو روز اول تهران می‌مونم و خودم را با کتاب خواندن و فیلم دیدن به همراه دوستان سرگرم می‌کنم. بعد به کلاردشت می‌روم اما اگر پول داشته باشم و ویزا بدهند به پاریس و اسپانیا می‌روم. پاریس مخصوصا چون این شهر رو خیلی دوست دارم. اگر هم خیلی پولدار باشم باز به پاریس و اسپانیا می‌روم!
خب اگر همین الان، توی فصل بهار تعطیل باشید، چی؟
در بهار ترجیح می‌دهم تهران بمونم.
توی زندگی دوباره اگر قرار باشد شغل الانتان را داشته باشید، چه تغییری در زندگی‌تان می‌دهید؟
شاید یک جاهایی از این مصاحبه را پاک می‌کردم!
اهل حسرت خوردن هستید؟
مثل همه آدم‌ها هستم. گاهی وقت‌ها حسرت می‌خورم. اگر حالم خوب باشد و حواسم هم باشد حسرت نمی‌خورم.
اسباب‌بازی‌های دوره کودکی سروش صحت چی بوده؟
یه ماشین که نه خیلی بزرگ بود نه خیلی کوچک، بوق می‌زد، عقب و جلو می‌رفت، چراغ‌هاش خاموش و روشن می‌شد. توی زمان خودش ماشین قشنگی بود. دو تا تانک داشتم، یک فیل، توپ و…
دلخوشی‌های الانتان؟
دوستانم و کسانی که دوستشان دارم، فیلم دیدن،‌کتاب خوندن، خریدن فیلم و کتاب (این از دیدن و خوندن برام مهم‌تره)، هوا وقتی تمیز و خوبه، کار کردن، خوابیدن و خوش گذروندن.
دوست دارید به خانه سالمندان بروید؟
از الان دارم خودمو آماده می‌کنم که زیاد غصه نخورم. به نظرم آن موقع خیلی غصه می‌خوردم ولی احتمال وقوعش زیاد است.
به مرگ و زمانش فکر می‌کنید؟
زیاد. ان‌شاءا… بعد از ۱۲۰ سال. دارم توی استخر شنا می‌کنم، بعد شنا نمی‌کنم همه فکر می‌کنند چه نفسی دارم، یک دفعه می‌بینند مُردم با نیش باز.
هیچ‌کس متوجه نمی‌شود که آب توی دهنم رفته یا دارم می‌خندم. (سروش صحت خیلی جدی این جمله را می‌گوید بعد یک دفعه می‌زند زیر خنده)
دوست دارید کجا دفنتان کنند؟
یه جای آشنا روشنا، جایی که دوست و آشنا دور و برم زیاد باشه را ترجیح می‌دهم. این‌طوری کار زنده‌ها هم راحت‌تر است، می‌تونند به همه سر بزنند.
با مداد جادو چی می‌کشیدید؟
یک مرغابی.
چرا؟
چیز دیگه‌ای بلد نیستم. یک ۱۴ می‌نویسم، یک ۷ برعکس کنار ۴ می‌ذارم، می‌شه نوکش. بالای ۱۴ یک نیم‌دایره و…
بعد چی کارش می‌کنید؟
ولش می‌کنم بره. می‌گم برو برو…
اگر این قدرت را داشتید که ۵ نفر را زنده کنید، چه کسانی را زنده می‌کردید؟
آخ آخ آخ… این از اون سوال‌هایی است که آدم غمش می‌گیره، چون می‌دونی نمی‌شه این کار رو کرد.
به این سوال جواب نمی‌دهم ولی اگر می‌توانستم ۵ نفر را بکشم، یکی شما بودید، یکی آقای ضابطیان که این سوال‌ها رو طرح کرده. سه نفر دیگر هم می‌بخشیدم تا به زندگی‌شون ادامه بدهند

 
منوی کاربری
ایمیل
رمز عبور
 
» عضویت
» یادآوری رمز عبور
تبلیغات مرتبط

© کلیه حقوق این وب سایت محفوظ می باشد. طراحی سایت با مهریاسان