بیوگرافی بهنوش بختیاری :

بهنوش بختیاری متولد ۲۹ اردیبهشت ۱۳۵۴ در تهران است ،فرزند آخر یک خانواده ی ۶ نفری است ۲ برادر و یک خواهر دارد که هر ۳ متاهلند، بهنوش بختیاری در تیر ۱۳۸۷ با محمدرضا آرین ،همان نویسنده ی کارهای طنز مهران مدیری ازدواج کرده و از زندگی خود بسیار راضی است،لیسانس مترجمی زبان فرانسه دارد موسیقی مورد علاقه ی او کلاسیک است و از بین خوانندگان پاپ به صدای رضا صادقی ،مرحوم ناصر عبداللهی و مازیار علاقه دارد و اصلا از موسیقی رپ خوشش نمیآید در کودکی دختر آرامی بوده سفر کردن را خیلی دوست دارد و در کودکی علاقه داشته مهماندار هواپیما شود غذای مورد علاقه اش چلو کباب است و کار خطاطی را بسیار دوست دارد به شعر خواندن علاقه ی زیادی دارد اما اصلا نمی تواند شعر بگوید ، بسیار با سلیقه و منظم است ، بهنوش بختیاری سالها منشی صحنه بوده ،یک دوره ی یک ساله کلاس تئاتر نزد مهتاب نصیرپور در سال ۷۵ دیده ،اولین کار بهنوش بختیاری مجموعه هوای تازه ساخته محمد رحمانیان است ،بعضی کارهای او عبارتند از :وکیل محله ،خانه قدیمی ،معجزه وکیل ،جایزه بزرگ ،سایه ها،شبکه ۳.۵،شبهای برره ،فیلم سینمایی زندگی شیرین و…..
فیلم نگار :
* (۱۳۸۹) فرش قرمز (محسن دامادی)، بازیگر
* (۱۳۸۹) ما سه نفر (مهرداد فرید)، بازیگر
* (۱۳۸۸) از ما بهترون (مهرداد فرید)، بازیگر
* (۱۳۸۴) این ترانه عاشقانه نیست (رحمان رضایی)، منشی صحنه
* (۱۳۸۲) مهمان مامان (داریوش مهرجویی)، منشی صحنه
* (۱۳۸۰) ساقی (محمدرضا اعلامی)، بازیگر
مجموعه های تلویزیونی :
* (۱۳۸۳) سریال خانه به دوش به کارگردانی رضا عطاران (بازیگر)
* (۱۳۸۴) سریال جایزه بزرگ به کارگردانی مهران مدیری (بازیگر)
* (۱۳۸۴) سریال شبهای برره به کارگردانی مهران مدیری (بازیگر)
* (۱۳۸۵) سریال باغ مظفر به کارگردانی مهران مدیری (بازیگر)
* (۱۳۸۶) - مجموعه چارخونه به کارگردانی سروش صحت (بازیگر)
* (۱۳۸۹) - مجموعه دارا و ندار به کارگردانی مسعود ده نمکی
...............................................................................................................................................................................................................
مصاحبه با بهنوش بختیاری :

بهنوش بختیاری: در سال ۸۷، نیمه گمشدهام را پیدا کردم
- با همسرتان چطور آشنا شدید؟
بختیاری: همسرم محمدرضا آریان از نویسندگان آثار طنز هستند و ما در پروژههای مختلفی با هم همکار بودیم.
- از زندگی مشترکتان راضی هستید؟
بختیاری: صددرصد، محمدرضا همان کسی است که من سالها به دنبالش بودم حضور او به من آرامش زیادی میدهد و من را برای ادامه کار و زندگی دلگرم میکند، ۴ تیرماه تولد حضرت زهرا(س) روز خواستگاری ما بود، مراسم عقدکنانمان هم در ۲۵ تیرماه ولادت حضرت علی(ع) خیلی ساده برگزار شد.
- شما و همسرتان شرط خاصی برای ازدواج نداشتید؟
بختیاری: من و محمدرضا هر دو به دنبال آرامش بودیم و به هم قول دادیم که این آرامش را به همدیگر منتقل کنیم من نمیدانم تا امروز چقدر توانستم این آرامش را به او منتقل کنم ولی این حس را از او دریافت کردم شاید ما از لحاظ رفتاری خیلی به هم شبیه نباشیم مثلا محمدرضا درونگرا و آرام است، من پرهیجان، شیطون و برونگرا، اما همین تضادها به زندگی ما زیبایی زیادی میدهد.
- بهنوش بختیاری مدتی کمکار بود خیلیها علت این مسئله را به درگیریهای اولیه زندگی مشترک نسبت دادند، مثلا مراسم عروسی و جهیزیه و این جور صحبتها، همین طور است؟
بختیاری: من اصلا اهل این جور حرفها نیستم… اتفاقا برعکس تصورات موجود من، خود را خیلی درگیر خریدهای مرسوم نکردم و سعی کردم چیزهایی بخرم که در زندگیام کارایی دارد، نه برای چشم و همچشمی بخواهم چیزی را بخرم در ضمن ما مراسم عروسی نگرفتیم و تنها به یک عقد ساده اکتفا کردیم.
- پس از ازدواج چه تغییراتی از لحاظ روحی در شما به وجود آمد؟
بختیاری: آرامشم بیشتر شده است و احساس هدفمندی بیشتری دارم و طعم شیرین زندگی را به خوبی احساس میکنم از طرفی فکر میکنم برای من ازدواج در بهترین سن و شرایط رخ داد.
- ازدواج برای ادامه فعالیت، محدودتان نکرده است یعنی هماهنگی بین کارهای خانه و بیرون سخت نیست؟
بختیاری: نه، به آن شکلی که شما فکر میکنید الان به هیچ وجه کار در شهرستان را قبول نمیکنم چون دوست ندارم مدت طولانی از خانه دور باشم، به نظر من هیچ چیز ارزش این را ندارد که آدم مدت طولانی از خانوادهاش دور باشد، در مورد قسمت دوم سوالتان باید بگویم من هم سعی کردم بین کارهای بیرون و داخل خانهام هماهنگی ایجاد کنم و تا به حال پیش نیامده که غذایم آماده نباشد یا خانه نامرتب باشد چون به نظر من به جز نجابت برای یک زن، هیچ چیز مهمتر از کدبانو بودن نیست.
- بهنوش بختیاری در میان مردم به شدت محبوب و پرطرفدار است به نظر خودت علت این مسئله چیست؟
بختیاری: اگر این طور که شما میگویید، باشد باید بگویم از حس متقابلی که بینمان وجود دارد، نشات میگیرد، من به شدت آدم عاطفی هستم زندگیام روی احساس بنا شده است هر روز صبح که از خواب بلند میشوم به خدا میگویم بدیها را از من دور کن و کمکم کن تا بتوانم به انسانها خوبی کنم.
- خود واقعیتان هم به همان شادابی است که در کارهایتان از شما میبینیم؟
بختیاری: شادی و شیطنت جزء لاینفک زندگی آدمهاست و من هم از این قاعده مستثنا نیستم بخشی از این شادی و نشاط، ریشه در کودکی من دارد. من در یک خانواده آرام و عاشقپیشه بزرگ شدم و زندگی آرام و دلپذیری داشتهام و این حس تمام وجود من را در برگرفته است و خوشبختانه من میتوانم آن را به دیگران هم منتقل کنم.
- تاثیرگذارترین فرد زندگیتان تا به امروز چه کسی بوده است؟
بختیاری: بدون شک همسرم.
- بیشتر شبیه مادرتان هستید یا پدرتان؟
بختیاری: من خیلی ترکیبی هستم به لحاظ ظاهری شباهت بیشتری به مادرم دارم ولی به لحاظ رفتاری فکر میکنم بیشتر شبیه پدرم هستم.
- تلخترین اتفاق زندگیتان تا به امروز چه بوده است؟
بختیاری: خوشبختانه در زندگیام اتفاق تلخی که بخواهم از آن نام ببرم، نداشتم شاید خیلی وقتها دلم شکسته اما دوباره به زندگی ادامه دادم.
- اهل مطالعه هستید؟
بختیاری: خیلی زیاد… من هر شب زمان خواب باید کتاب بخوانم.
- تلویزیون هم تماشا میکنید؟
بختیاری: با وجود آنکه من خیلی تلویزیونی هستم و علاقه زیادی به برنامههای تلویزیون دارم اما این روزها ساختار برنامههای تلویزیون به حدی ضعیف است که هیچ تمایلی به تماشای آن ندارم و امیدوارم که مسئولان به فکر بالا بردن سطح کیفی برنامهها بیفتند و آن را ارتقا دهند.
- کدام هنرپیشه شما را میتواند بخنداند؟
بختیاری: درست است که بعضی از بازیگرها به خودی خود به دلیل چهره و عکسالعملهایشان باعث خندیدن تماشاگر میشود اما مهمترین مسئله در طنز، سوژه و موقعیتهایی است که برای یک بازیگر به وجود میآید من خودم هر وقت بازی چارلی چاپلین را میبینم خندهام نمیگیرد بلکه حیرت میکنم اما از میان بازیگران ایرانی علاقه زیادی به بازی رضا شفیعیجم و جواد رضویان دارم و هر وقت که بازی آنها را میبینم، خود به خود خندهام میگیرد.در هر حال ما بازیگران طنز بسیار قدری داریم که با وجود محدودیتها به این خوبی میدرخشند.
- در زندگی شخصیتان فکر میکنید چه کسی را خیلی خوشحال کردید؟
بختیاری: پدر و مادرم.
- اهل موسیقی هستید؟
بختیاری: خودم ساز خاصی نمینوازم، یک ساز دهنی دارم که زمان دلتنگی به سراغش میروم اما شخصا به صدای فلوت و پیانو بسیار علاقهمندم.
- در زندگی حوصلهات بیشتر از چه چیزی سر میرود.
بختیاری: از حرفهای بیهودهای که زده میشود و هیچ نفعی به حالم ندارد.
- این روزها دلتان برای چه چیزی تنگ میشود؟
بختیاری: برای آن روزهایی که مشهور نشده بودم و کنار خیابان منتظر تاکسی میایستادم یا اینکه در خلوت خودم پیادهروی میکردم… روزهای خوب دانشگاه وقتی به آن روزها فکر میکنم، واقعا دلم میگیرد.
- اولین حقوقی که گرفتید، چقدر بود؟
بختیاری: ۱۰۰ هزار تومان.
- با آن چه کار کردید؟
بختیاری: عطر و لباس خریدم.
- شنیدیم خیلی زیاد به آسایشگاه سالمندان میروید؟
بختیاری: خیلی زیاد… معمولا به اتفاق دوستانم به آنجا میروم.
- اهل مد هستید؟
بختیاری: اصولا چیزی را میپوشم که در آن راحت هستم و خیلی خودم را درگیر مد نمیکنم.
- کدام مراسم ایرانی را دوست دارید؟
بختیاری: نذری دادن و آدابی که مربوط به ازدواج میشود.
- اهل مسافرت هستید؟
بختیاری: خیلی زیاد.
- یک خاطره از سفرهای خارجیتان تعریف کنید؟
بختیاری: چند وقت پیش به اتفاق دوستانمان به انگلیس سفر کرده بودیم، شیطنت یکی از دوستانم گل کرده بود و وسط خیابان ادای پلیس راهنمایی و رانندگی را درآورد که ناگهان پلیس آنجا متوجه شد و قصد داشت دوستم را بازداشت کند منتها ما آنقدر خواهش کردیم که پلیس منصرف شد.
|