بیوگرافی یوسف مرادیان :

یوسف مرادیان متولد ۱۳۴۹ در تهران.از کودکی در صداوسیمای کرمانشاه به عنوان بازیگر فعالیت کرد. یوسف مرادیان یک دوره بازیگری را در کارگاه آزاد بازیگری گذرانده است.با بازی در فیلم دوستان به دلیل فیزیک ظاهر و به دلیل حرف و حدیثهایی مبنی بر صحبت چنگیز جلیلوند به جای او در این فیلم که نقش او یادآور محمدعلی فردین شده که بعدها به دلیل همین شباهت خسرو خسروشاهی به جای او صحبت کرد، مشهور شد.از فعالیتهای هنرییوسف مرادیان عبارتند از:
فیلم نگار :
- آقای رئیس جمهور (ابوالقاسم طالبی ۱۳۷۹ )
- آوازخوان (کاظم معصومی ۱۳۷۹)
- غزل (محمدرضا زهتابی ۱۳۷۹ )
- شبهای تهران (داریوش فرهنگ ۸۰/۱۳۷۹)
- بوی گل سرخ (ناصر محمدی ۱۳۸۰ )
- لاک پشت (علی شاه حاتمی ۱۳۷۵)
- اصحاب کهف (فیلم / مجموعه فرج الله سلحشور -۱۳۷۶)
- دوستان (علی شاه حاتمی ۱۳۷۷)
- رنجر (احمد مرادپور ۱۳۷۸)
- شک (ساموئل خاچیکیان، داود موثقی ۱۳۷۸)
- چریکه هورام (فرهاد مهرانفر ۱۳۷۸)
مصاحبه با یوسف مرادیان :
- علاقه به بازیگری
من از بچگی عاشق بازیگری بودم و هر فیلمی را که میدیدم خودم را به جای شخصیت اول داستان میگذاشتم، پس از گذشت مدتی به عضویت تئاتر کرمانشاه درآمدم، بعد از پایان دوران سربازیام راهی تهران شدم و در کلاسهای خصوصی امین تارخ شرکت کردم و با فیلم سینمایی «لاکپشت» وارد دنیای سینما شدم، در بازیگری هیچوقت به دنبال دیده شدن و شهرت نبودم، شاید اگر پیشنهادهای حضور در فیلم و سریالهای تجاری را میپذیرفتم شهرت بیشتری داشتم.
- نقش محبوب
اکثر نقشهایی که بازی کردهام را دوست دارم و با آن به لحاظ عاطفی درگیر شدهام ولی نقشی که در اسفندیار یا همان شاهزاده ایرانی ایفا کردهام را بسیار میپسندم، برای این فیلم کاندیدای سیمرغ هم شدم، به طور قطع اگر نسخه سینمایی این فیلم پخش شود، به مراتب موفقتر از نسخه سریالی آن است.
- بیشترین تاثیر
در زندگی شخصیام بیشترین تاثیر را از پدرم گرفتهام، ایشان در موفقیت من نقش بسزایی داشتند، نصیحتها و حرفهایی که پدرم در نوجوانی به من میگفت: با سالها تاخیر و در بزرگسالی به آن رسیدم، اما به لحاظ رفتاری من شباهت زیادی به مادرم دارم و خلق و خویم شبیه اوست.
- بهترین و تلخترین خاطره
بهترین خاطره زندگیام کاندیدا شدن برای سیمرغ بود، آنجا بود که احساس کردم تا حدی تلاشها و زحمتهایی که در این سالها کشیدهام، جبران شده است و بدترین خاطرهام هم از دست دادن برادرم بود که ضربه بزرگی به من و خانوادهام زد.
- آهسته و پیوسته
من برای بازیگریام یک آرمان و اوجی درنظر گرفتهام، آهسته و پیوسته در حال حرکت به سمت مقصد مورد نظر هستم، من همیشه در خلوتم از خداوند خواسته و میخواهم که به من چیزی را بدهد که لیاقتش را دارم، چرا که همیشه از اینکه من را در شرایطی قرار دهد که ظرفیتش را نداشته باشم و دچار خودبزرگبینی شوم، میترسم. چندی قبل دوستی از من پرسید اگر کارنامه هنریات را مرور کنی از کدام تصمیمت پشیمانی؟ من هم در پاسخش گفتم: شاید از هیچ کدام از تصمیمهایی که گرفتم پشیمان نباشم ولی اگر به قبل برگردم احتمالا در برخی از فیلمهای تجاری که به من پیشنهاد میشد، بازی میکردم.
- شغل دوم
حرفه من بازیگری است و شغل دیگری ندارم، ولی اگر به من بگویند از فردا دیگر نمیتوانی بازی کنی، به سراغ تجارت میروم، هر چند که تاجر خوبی نیستم و چند سال قبل در تجارت، پولی که سرمایهگذاری کرده بودم را از دست دادم.
- آدم آرامی هستم
آدم بسیار آرامی هستم، تا به حال نشده که بد کسی را بخواهم و همه آدمها را دوست دارم، البته به این خصوصیات باید رازدار بودنم را هم اضافه کنم. تا به حال نشده که راز کسی را فاش کنم، در من به شدت شور زندگی جریان دارد و به نظرم دنیا، بدون عشق و محبت به جهنم تبدیل میشود و بدترین خصوصیاتم این است که وقتی عصبانی میشوم، کنترلنشدنی میشوم، در این شرایط از خودم بدم میآید، البته خوشبختانه این اتفاق به ندرت در زندگیام میافتد.
- انتقادپذیرم
در کل آدم انتقادپذیری هستم و همیشه از دوستان و بستگانم میخواهم کارهای من را نقد کنند، خانوادهام هم از این قضیه مستثنا نیستند، آنها معمولا کارهای من را با دقت خاصی پیگیری میکنند و ایراد و اشکالهایم را به من گوشزد میکنند، خانوادهام به ویژه مادرم علاقه زیادی به نقشم در فیلم «دوستان» و «اصحاب کهف» دارند.
- تجربه خوبی بود
یک سال درگیر ساخت سریال کارآگاه علوی بودیم. این سومین تجربه پلیسی من بود. البته این کار از حال و هوای تاریخی هم برخوردار بود، تصویربرداریهای آن در شهرک سینمایی انجام گرفت. و پشت صحنه خوبی هم داشت و همانطور که میدانید من در نقش کارآگاه صدری ایفای نقش کردم و بازی در کنار احمد نجفی و کارگردان باتجربهای چون آقای هدایتی برایم فراموش نشدنی است.
- برخورد با مردم
بدون شک بازیگر موفقیتش را مدیون لطف مردم است در کل من ارتباط بسیار خوبی با مردم و عزیزانی که با آنها برخورد میکنم، دارم حرف زدن با آنها انرژی زیادی به من میدهد اکثر آنها وقتی من را میبینند بعد از ابراز لطف از من میپرسند بازیگرها چقدر از این راه پول درمیآورند و آیا شما پولدارید… من هم در پاسخ آنها میگویم با اینکه این روزها سینما به یک صنعت تبدیل شده است اما با این اوصاف فکر نمیکنم فردی به خاطر بیزینسش وارد این عالم شود، چون در آن صورت به سراغ کارهای آزاد میرفت