بازیگران ایرانی

خانه > مقالات > عوامل سینمایی > بازیگران > بازیگران مرد > سپند امیرسلیمانی
عوامل سینمایی و بازیگران
خبرنامه
نام:
*ایمیل:
*موبایل:
 
*درج کد
سپند امیرسلیمانی
سپند امیرسلیمانی

بیوگرافی سپند امیرسلیمانی :

سپند امیرسلیمانی


سپند امیرسلیمانی متولد ۲۸ آذر ۱۳۵۶ در تهران است ، متاهل است و همسرش مارال آراسته نیز از بازیگران جوان سینما و تلویزیون است ، لیسانس بازیگری از دانشگاه آزاد اسلامی است ، سپند امیرسلیمانی فرزند دوم و آخر سعید امیرسلیمانی است.

فیلم‌ نگار :

- اخراجی ها ۳
- اخراجی ها ۲ (۱۳۸۷)
- مظفرنامه (۱۳۸۶)
- اخراجیها (۱۳۸۵)
- نان، عشق، موتور هزار (۱۳۸۰)
- دندان طلا (۱۳۷۰)

 مجموعه‌های تلویزیونی :
- مرد دو هزار چهره
- پدرخوانده
- شبهای برره
- من یک مستاجرم
- خوش نشین ها
.................................................................................................................................................................................................................

مصاحبه با سپند امیرسلیمانی :

سپند امیرسلیمانی


ده سال پیش روزهای یکشنبه هفته نامه ای منتشر می شد به نام ”فانوس“ که اولین نشریه پرسپولیسی بود و به همین دلیل خوانندگان بسیاری داشت. در آن نشریه جوانی قلم می زد که هنوز پشت سبیل هایش سبز نشده بود اما در نویسندگی فوق العاده جسور بود. او ناگهان از صفحه مطبوعات خارج شد، شعله فانوس هم پائین آمد. در همان فضا عکاس خوش ذوق و صاحب سبکی به نام ورقا عامری با خواهر همان خبرنگار جوان وصلت کرد… .
آن خبرنگار جوان حالا یکی از بازیگران محبوب سریال های تلویزیونی است: سپند امیرسلیمانی. سپند هرگز زیر بلیت پدرش (سعید) و خواهرش (کمند) حرکت نکرده است. او بازیگری است کاملاً مستقل اما نرم نرمک جلو آمده است. او شاید به خاطر فضای حاکم بر خانه و خانواده نتوانست مثل خیلی های دیگر یک بازیگر ”جرقه ای“ و ”ترقه ای“ باشد. گزیده ای از حرف های سپند را بخوانید:
● قطع و وصل تئاتر
در کودکی سه، چهار تئاتر داشتم و سه، چهار سریال کودک. به عنوان نمونه می توانم از ”سلام مدرسه“ یاد کنم. سریالی که در سال ۶۲ و به کارگردانی آقای کامبوزیا پرتوی ساخته شد. بعد که دوباره با ”نان، عشق و موتور ۱۰۰۰“ به عرصه بازگشتم. کارهائی نظیر ”اخراجی ها“ را در سینما و ”تازه چه خبر همسایه“، ”پاورچین“، ”من یک مستأجرم“، ”شب های برره“، ”شبی از شب ها“ و ”نرگس“ را در تلویزیون تجربه کردم. یک تئاتر هم داشتم که پس از آن ترجیح دادم تا دیگر تئاتر کار نکنم. یک سری خیلی الکی و بی جهت با من کل کل داشتند و خلاصه آنقدر اذیت کردند که گفتم: ”تئاتر مال شما!“
● اقدام به قتل!
از سال ۶۱ تا ۶۶ در چند تئاتر و سریال کودک بازی کردم. شاخص ترین آن یک تله تئاتر تلویزیونی بود به نام ”اقدام به قتل“ که در آن با آقای رشیدی و مرحومه شیخث همبازی شدم. کارگردان این تله سینمائی، ابوالحسن داودی بود. بنابراین دعوت شدنم به نان، عشق و موتور ۱۰۰۰ ریشه در این تجربه تلویزیونی داشت.
● قدم به قدم
بعد از بازی در نان، عشق و موتور ۱۰۰۰ پیمان قاسم خانی من را برد سر کار پاورچین و بهاره رهنما نیز من را به گروه من یک مستأجرم معرفی کرد. یک تهیه کننده (مجیداوجی) نیز نان و عشق را دید و من را سر سریال شبی از شب ها برد. تهیه کنندگان من یک مستأجرم نیز وقتی می خواستند نرگس را بسازند، به من پیشنهاد همکاری دادند. بنابراین ”رابطه“های کاری در کارهای خودم شکل گرفتند.
● با پدر
آن اوایل با پدر و خواهرم تئاتر مشترک داشتم. بعد از نان، عشق و موتور ۱۰۰۰ نیز به همراه پدرم در تازه چه خبر همسایه بازی کردم.
● سفارشی نیستم
زمان زیادی را صرف کردم تا به آدم ها بفهمانم که بازیگر سفارشی نیستم. وقتی پدر و خواهرتان بازیگر باشند، خواه ناخواه با چنین تهمت هائی روبه رو می شوید. البته بعداً گفتم که اصلاً فرض را بر این می گذاریم که من سفارش شده ام. بالطبع اگر توان ماندن در این حرفه را نداشته باشم، بعد از یک مدت کنار خواهم رفت، در حالی که با ماندن و کار کردن نشان دادم که بازیگر سفارشی نیستم.
● زحمت کشیدم
بسیاری بر این باورند که در نرگس، بهتری بازی ام را انجام دادم و خوب دیده شدم. با این تعبیر موافقم زیرا نقش مجید نقشی بود که می توانستم حسابی رویش کار کنم. این نقش، پستی بلندی و یکسری ریزه کاری داشت و به همین واسطه انرژی بیشتری را نسبت به کارهای قبلی ام از من گرفت، وقتی هم که بیشتر زحمت بکشید، کارتان بهتر دیده می شود.
● بهترین بازی
خیلی ها معتقدند بهترین بازی ام در سینما را در نان، عشق و موتور ۱۰۰۰ انجام داده ام. آنجا نیز هم نقش جای کار داشت و هم گروه حرفه ای بودند.
● پرسپولیس
یک زمان خیلی پرسپولیسی بودم. البته الان هم پرسپولیس را بیشتر از بقیه تیم ها دوست دارم ولی دیگر مثل سابق نیستم که دلم می خواست استقلال همیشه بازنده باشد
▪ پدرم دو سال است خودش را بازنشسته کرده. کمند هم طی سه سال گذشته بیشتر درگیر بزرگ کردن فرزندش بوده و کم کار شده است.
▪ هیچ کدام از نقش هائی که تا حالا بازی کرده ام، به هم شبیه نبوده اند.
▪ فوتبالم بد نیست. تا چند وقت پیش با تیم هنرمندان بازی کردم. بیلیارد و شنا را هم دوست دارم.
▪ صدایم بد نیست اما به فکر خواندن آلبوم نیستم.
▪ عاشق بازی انتظامی و پرستوئی هستم. خیلی دوست دارم با پرستوئی همبازی شوم.
▪ با علی انصاریان، رضا عنایتی و پژمان جمشیدی رفیقم.
▪ نقش خواهرم ”پدرسالار“ را خیلی دوست داشتم.
▪ به صدا و کارهای فرمان فتحعلیان خیلی علاقه دارم.
▪ در نان، عشق و موتور ۱۰۰۰ نقش ارشک، همان پسر دوم خردادی جیپ سوار را بازی کردم.
▪ از فیلم ”آتش بس“ اصلاً بدم نیامد.

مصاحبه جدید با سپند و همسرش مارال آراسته :


سپند-امیر-سلیمانی-و-همسرش                                                                          

سپند امیرسلیمانی و همسرش مارال آراسته


- با همسرتون چطور آشنا شدید؟
سپند امیر سلیمانی:ما در یک جمع دوستانه به واسطه دو نفر از دوستان قدیمی معرفی شدیم و از آنجا آشنایی ما شروع شد که نزدیک به ۴ سال پیش بود.آن موقع سریال نرگس,هر شب پخش می شد و مارال هم همه قسمت های آن را دنبال می کرد.وقتی که برای اولین بار همدیگر را دیدیم او مرا نشناخت,طوری که مجبور شدم به او توضیح بدهم که من نقش همان دامادی را بازی می کنم که و ......
آنجا بود که او تازه متوجه شد که من هم یکی از بازیگران آن سریال روتین هستم.این موضوع یکی از خاطرات شیرین روزهای اول آشنایی مان شد.بعد از آن هم این آشنایی ادامه پیدا کرد و بعد از گذشت مدتی,زمانی که احساس کردیم از هم شناخت کافی بدست آورده ایم و می توانیم با زندگی در کنار هم خوشبخت باشیم.البته از همان روز های اول آشنایی موضوع ازدواج را با هم مطرح نکردیم اما بعد که روز به روز شناختمان از هم بیشتر شد و تقریبا ۲ سال از آشنایی مان می گذشت تصمیم گرفتیم آینده مان را در کنار هم و با هم بسازیم و زندگی مشترکمان را با شناخت و علاقه آغاز کردیم.
- فکر می کنید از همه نظر مثل هم هستید؟
سپند امیر سلیمانی:بله,روحیات ما خیلی به هم شبیه است و مواقعی که کنار هم هستیم خیلی کم پیش می آید حوصله مان سر برود یا حرفی برای گفتن نداشته باشیم.همیشه از کنار هم بودن لذت می بردیم و با شوخی ها و بگو بخندها بهترین لحظه ها را با هم داریم.هم من و هم مارال اهل فیلم دیدن هستیم و هر دو سریع با محیط اطرافمان ارتباط برقرار می کنیم.البته با هم تضادهایی هم داریم,مثلاوقتی می خواهیم وسیله ای بخریم,شاید اصلا نظراتمان با هم یکسان نباشد اما سعی می کنیم با کنار آمدن سلیقه هایمان را به هم نزدیک کنیم تا به یک مورد مشترک برسیم که نامش را بگذاریم تفاهم.
- آیا خانواده همسرتون در مورد ازدواج سختگیری هم کردند؟
سپند امیر سلیمانی:توقعات ما از همدیگر خیلی منطقی بود و اینگونه نبود که مثلا خانواده مارال عروسی در فلان هتل معروف را بخواهند و مهریه سنگین و….حتی روز قبل از عقد بود که متوجه شدیم هنوز در مورد مهریه صحبت نکرده ایم و مقدار آن را تعیین نکرده ایم و از آنجایی که عشق و علاقه میان ما از روی منطق بود وقتی میزان آن را از مارال پرسیدم,متوجه شدم که واقعا دوست داشتن باقی می ماند نه پول یا رقم های سرسام آور مهریه و با مهریه ای که خودش خواست و من هم موافقت کردم که تعداد آن فقط ۷ سکه بهار آزادی بود.
- سپند شریک خوبی در زندگی هستش؟
مارال آراسته:یادم هست وقتی با سپند آشنا شدم تازه پدرم را از دست داده بودم.آن روزها(مثل الان)احساس می کردم که می توانم به سپند تکیه کنم و از کنار او بودن احساس آرامش می کردم.به نظر من همه چیزهای خوب دنیا در وجود سپند جمع شده و کل این ها برای من یک انتخاب ایده آل بود که توانستم به او به چشم یک شریک زندگی نگاه کنم.ما در خیلی از چیزها مثل هم هستیم و کم پیش می آید از هم ناراحت شویم که همه این ها به خاطر درک متقابل است و اینکه عشق و علاقه میان ما از روی عقل و منطق بود,نه احساسات زودگذر چون با هم قرار گذاشتیم که همیشه همدیگر را خوشحال کنیم

 
منوی کاربری
ایمیل
رمز عبور
 
» عضویت
» یادآوری رمز عبور
تبلیغات مرتبط

© کلیه حقوق این وب سایت محفوظ می باشد. طراحی سایت با مهریاسان