بازیگران ایرانی

خانه > مقالات > عوامل سینمایی > بازیگران > بازیگران زن > کمند امیرسلیمانی
عوامل سینمایی و بازیگران
خبرنامه
نام:
*ایمیل:
*موبایل:
 
*درج کد
کمند امیرسلیمانی
کمند امیرسلیمانی

 بیوگرافی کمند امیرسلیمانی :

کمند امیرسلیمانی


 کمند امیرسلیمانی متولد۱۳۵۲ در تهران  است ،  کمند امیرسلیمانی فارغ التحصیل بازیگری و کارگردانی تاتر از دانشگاه آزاد اسلامی در سال ١٣٧۶است .متاهل است و همسرش ورقا عامری عکاس است ،دارای یک فرزند پسر است . کمند امیرسلیمانی شروع فعالیت در تاتر را با بازی در نمایش “سنجاب ها” در سال ١٣۵٩ وشروع فعالیت در تلویزیون را از سال ١٣۶٠ آغاز کرد.در نوجوانی با بازی در فیلم “ترنج” (١٣۶۵) به سینما آمد. اما در تلویزیون و با بازی در نقش “آذر” در مجموعه “پدرسالار” بود که به شهرت رسید.او با هنرنمایی و بازی در مجموعه “همسایه ها” بسیار مورد توجه واقع شد. کمند امیرسلیمانی در سینما هم موفق بود و برای بازی قابل قبول و متفاوتش  در فیلم “قرمز” در هفدهمین جشنواره فیلم فجر مود تقدیر قرار گرفت.

 بخشی از فیلم نگار:
۱۳۸۳  شبانه ( امید بنکدار کیوان علی محمدی )  [بازیگر]
۱۳۷۷  شیدا ( کمال تبریزی )  [بازیگر]
۱۳۷۷  قرمز ( فریدون جیرانی )  [بازیگر]
۱۳۷۳  مهریه بی بی ( اصغر هاشمی )  [بازیگر]
۱۳۷۱  راز خنجر ( محمدحسین حقیقی )  [بازیگر]
۱۳۶۹  چون ابر در بهاران ( سعید امیرسلیمانی )  [بازیگر]
۱۳۶۹  در آرزوی ازدواج ( اصغر هاشمی )  [بازیگر]
۱۳۶۸  دخترک کنار مرداب ( علی ژکان )  [بازیگر]
۱۳۶۷  سفر عشق ( ابوالحسن داودی )  [بازیگر]
۱۳۶۶  با من از فردا بگو ( فریدون کوچکیان )  [بازیگر]
۱۳۶۵  ترنج ( محمدرضا اعلامی )  [بازیگر]
 

جوایز و انتخابها :
-  تقدیر شده  در فیلم “قرمز” در هفدهمین جشنواره فیلم فجربرای بهترین بازیگر نقش مکمل زن (قرمز)

مصاحبه با کمند امبرسلیمانی و همسرش ورقا عامری :

کمند امیرسلیمانی                                                                          

کمند امیرسلیمانی درکنار همسرش ورقا عامری  و فرزندش ایلیا

کمند امیرسلیمانی در سال های اخیرنقش های زیبایی را در سینما و تلویزیون ایفا کرد وبه یک هنرمند کامل تبدیل شد; تا جایی که ازدواج او هم با یک فرد هنرمند بود تا این خانواده هنری کامل شود. همسر وی «ورقاعامری » است ; عکاس دیروز ورزشی و امروزسینما که هنر بالایی دارد.
سوال: پدرتان چقدر در آمدن شما به حرفه بازیگری نقش داشتند؟
کمند: ایشان کاملا بی تاثیر هم نبودند، بلکه درآشنایی و علاقه مندی من به هنر و به طور اخص هنر بازیگری موثر بودند. من در یک خانواده هنری که اکثر همه هنرمندان بودند، بزرگ شدم وخب بالطبع ، با این هنر کم و بیش آشنایی داشتم .ابتدا پدرم تمایلی نداشت که من به طور حرفه ای بازیگری را دنبال کنم اما چون خیلی علاقه مندبودم و تمام بازی های دوران کودکی ام در این رابطه بود، پدرم بهتر دید از نزدیک تجربه کنم امابرای من که عاشقانه این حرفه را دوست داشتم ،اولین تجربه کافی بود تا…
سوال: چه طور شد که برای اولین بار برروی صحنه تئاتر رفتید؟
کمند: همیشه وقتی با پدرم سر کاری می رفتم ،او را همراهی می کردم . هفت ساله بودم که یکی از کارگردان های تئاتر که برای یکی ازنمایش هایش به نام «سنجاب ها» نیاز به تعدادزیادی بچه در سنین ۵تا۷ سال داشت ، مرا دید وبا پدرم صحبت کرد و پدر موافقت کرد و اولین کارحرفه ای را در هفت سالگی انجام دادم
سوال:با پدرتان در خصوص انتخاب نقش ها مشورت می کنید؟
کمند: در هر کاری که پیشنهاد می شود، حتما باایشان مشورت می کنم اما در نهایت تصمیم گیری باخودم است .
سوال: کارهای برادرتان «سپند» راچه طور ارزیابی می کنید؟
کمند: سپند به اندازه من و پدر علاقه مند به بازیگری نبود. او بیشتر مایل بود یک موسیقیدان موفق شود. با توجه به صدای خوبی هم که داشت ، انتظار داشتیم وارد عرصه موسیقی شود ودر سال ۱۳۶۰ که پدرم یک نمایش به نام «پرستوها» را کارگردانی می کرد، اولین تجربه دراین زمینه را کسب کرد. بعد از آن ، چند کار کوتاه انجام داد تا این که در کنکور در رشته تئاتر قبول وبه طور حرفه ای وارد دنیای بازیگری شد.
سوال:مادرتان هم هنرمند هستند؟
کمند: فکر می کنم پرورش سه هنرمند، خودهنر بزرگی است .
سوال:چرا نقش های منفی ، بیشتر درخاطره ها می ماند؟
کمند: به خاطر این که بینندگان خود را همیشه در نقش تصور می کنند و اکثر روحیات خود را دراین نوع نقش ها می بینند و چون هیچ گاه خود رابه جای نقش منفی نمی گذارند، بدی های این افراد همیشه در ذهن شان می ماند.
سوال:پس به این خاطر است که تا نامی از کمند امیرسلیمانی برده می شود، همه به یادآذر «پدر سالار» می افتند؟
کمند: این ماندگاری تنها به نقش آذر مربوطنمی شود. سریال پدر سالار دارای داستان وسوژه ای جالب و مورد تائید مردم ما بود و این درتلویزیون هر چند سال یک بار اتفاق می افتد.سریالی که واکنشی این چنین را در پی داشته باشد، شما ببینید با آن که دوازده سال از ساخت این سریال می گذرد همچنان در میان مردم جابازکرده و در خاطره ها باقی مانده که گویی دیروزپخش شده است ; در ضمن آذر یک شخصیت منفی نبود.
سوال:ایفای نقش های منفی سخت تراست یا مثبت ؟
کمند: مسلما نقش های منفی ; به خاطر این که آدم ها دوست ندارند دیگران متوجه نکات منفی اخلاقی آنها شوند، از این بابت سعی می کنند آنهارا بپوشانند. با این حساب ، برای یک بازیگر نشان دادن این بدی ها مشکل خواهد بود.
سوال:تاکنون خودتان را در قالب یک نقش ایفا کرده اید؟
کمند: هرگز خودم را با نقش ها مقایسه نکردم ،اما یک بار در سریال همسران نقشی به عنوان بازیگری مهمان به من پیشنهاد شد که خیلی به شخصیت خودم نزدیک بود; به طوری که وقتی من حرف می زدم ، همه عوامل می گفتند: مثل این که شخصیت قصه دارد حرف می زند، ولی بااین همه هنگام بازی نمی توانستم خودم را بازی کنم ، چون به هر حال آن آدم یک هویت و یک اسم دیگری داشت .
سوال: زمانی که تصمیم گرفتید به صورت حرفه ای وارد دنیای بازیگری شوید، پدرتان چه نصیحتی به شما کرد؟
کمند: نمی دانم چه طور باید بگویم …خیلی روی حفظ شخصیت تاکید داشتند.
سوال: اخلاق در کار بازیگری تا چه اندازه موثر است ؟
کمند: به عقیده من اخلاق حرف اول رامی زند. تجربه به من ثابت کرده همیشه برای انتخاب بازیگری اولین عاملی که در نظر گرفته می شود، اخلاق است .
سوال: تا به حال شده نقشی را ایفا کنید وتا مدت ها با آن درگیر باشید؟
کمند: هر نقشی به اندازه ای دارای فراز ونشیب هایی است که بازیگر را درگیر می کند امابیشترین تاثیر یا به نوعی درگیری را بانقش مرضیه در سریال مشق عشق داشتم که این شخصیت دچار دوگانگی شدیدی می شود و زمانی که این قسمت فیلمبرداری می شد، بعد از برداشت هرپلان سردرد می گرفتم . در این سال ها هیچ نقشی به این اندازه من را اذیت نکرده بود.
سوال: چه سالی ازدواج کردید؟
کمند: سال ۱۳۷۵ با ورقا عامری .
سوال: چه طور با ایشان آشنا شدید؟
کمند: همسرم عکاسی یکی از مطبوعات را به عهده داشتند و زمانی که برای مصاحبه به دفتر آن نشریه رفته بودم ، با همدیگر آشنا شدیم و از طریق سردبیر آن نشریه پیشنهاد این ازدواج به من داده شد.
سوال: تا به حال شده با وجود این که همسرتان عکاسی می کنند، برای گرفتن عکس به آتلیه دیگری بروید؟
کمند: در این مدت یک بار اتفاق افتاده است ;آن هم قبل از آمدن سیستم دیجیتالی ، نیاز فوری به عکس داشتم که مجبور شدم به عکاسی دیگری بروم .
سوال:عکاسی همسرتان را چه قدرقبول دارید؟
کمند: عکاسی ورقا تک است و من کارش راخیلی قبول دارم ; البته در جایگاه همسرم و فقطبه عنوان یک هنرمند، به دلیل این که نوع دیدگاهش به سوژه را در هیچ عکاس دیگری ندیدم . وقتی عکس های او را نگاه می کنی ، خیلی راحت در فضای عکس قرار می گیری .
سوال: دوست دارید پسرتان هم هنرپیشه شود؟
کمند: به دلیل این که خانه ما یک محیط هنری است ، مطمئنا ایلیا- خواه ناخواه – یک رشته هنری را انتخاب می کند که امیدوارم این رشته هنری بازیگری نباشد. من از ابتدا به پسرم کتاب جایزه می دادم اما خیلی از پدر و مادرها به فرزندان شان تفنگ هدیه می دهند. مسلما روحیه پسر من لطیف تر از بچه ای است که تفنگ هدیه می گیرد. به هر حال بچه در راستای ذهنیت پدر ومادرش حرکت خواهد کرد.
سوال: در خانه داری ، موفق هستید؟
کمند: این سئوال را باید از ورقا بپرسید(خنده ) ولی اصولا در زندگی دوست دارم هرکاری را در حد توانم به بهترین شکل انجام دهم .
سوال: به کدام یک از کارهای خانه علاقه دارید؟
کمند: به هیچ کدام از کارهای خانه علاقه ندارم ولی هیچ گاه به آشپزی به عنوان یک کار روتین وروزانه نگاه نمی کنم . من معتقدم آشپزی یا هرکدام از کارهای خانه را می توان یک خلاقیت به حساب آورد و از آنها لذت برد. و سخت ترین وشیرین ترین کار در خانه ، بچه داری است .زمانی که با پسرم فوتبال بازی می کنم و او از ته دل می خندد، احساس خوبی به من دست می دهدولی چیزی که مسلم است و من بارها و بارها گفتم این که ، برای من در درجه اول خانه و خانواده اهمیت دارد من و از همان ابتدای ورودم به این کار، بازیگری را در درجه آخر برای خودم جاانداختم که این حرفه شغل دائمی نیست وهیچ گاه نباید در فضا و محیط زندگی ام تاثیربگذارد._ _حتما تاکنون عکس هایی از فیلم های شبانه ، تادور دست ، نقاب ، فوتبالیست ها، روزهای زندگی و… را در روزنامه ها و مجلات مختلف دیده اید;همین طور عکس های بازی به یاد ماندنی پرسپولیس – استقلال را برای بازی خداحافظی فرشاد پیوس . تمام این عکس ها، هنر ورقا عامری عکاس حرفه ای و هنرمند دیروز ورزش و این روزهای سینماست . برای آشنایی بیشتر شماعزیزان ، با این هنرمند گفتگوی کوتاهی را انجام دادیم که در ذیل می خوانید.
سوال: به عنوان اولین سئوال ، بیوگرافی خود را بگویید؟
عامری : متولد اول مهر ماه ۱۳۴۴، فرزندچهارم و آخر خانواده هستم ، رشته تحصیلی ام نقاشی بود، اما عکاسی را به طور جدی دنبال کردم .
سوال: چرا به سراغ عکاسی رفتید؟
عامری : من خوشبختانه در یک خانواده هنری بزرگ شدم . برادرم شاعر و خواهرم مجسمه سازاست . به همین دلیل من از کودکی به کارهای هنری علاقه زیادی داشتم . ابتدا به دنبال نقاشی رفتم اما بعد از مدتی متوجه شدم رنگ و قلم موو… چیزهایی نیست که من می خواستم ; به همین دلیل به سراغ دوربین عکاسی رفتم و الان تمام دنیای من پر شده از عکاسی ، دوربین ، نور، رنگ و…
سوال: معمولا شعرا، نقاش ها،نویسندگان و عکاسان ، آدم های کم حرفی هستند.آیا این موضوع در خصوص شما هم صادق است ؟
عامری : من بیشتر از آن که حرف بزنم ، فکرمی کنم و عکس می گیرم . احساس می کنم با یک تصویر، موقعیت ، حالت و حس موجود را بهترمی توانم بیان کرده و به دیگران منتقل کنم . من درکلام آن قدر موفق نیستم که در عکاسی و بیان تصویر و حالات ، موفق هستم . همیشه درعکس هایم تلاش می کنم آدم ها را زیباتر کرده واشیا را زنده نمایم ; چون معتقدم تمام آفریدگان خدا زیبا هستند و باید این زیبایی ها را نشان داد.
سوال: اگر اشتباه نکنم ، پیش از این شمایک عکاس ورزشی بودید؟
عامری : بله ، من ۵ سال به طور حرفه ای عکس های ورزشی می گرفتم و تمام این دوره رامدیون آقای «آلبرت کوچویی » هستم که لطف زیادی به بنده داشتند و تمام این مدت را بااتومبیل خودش مرا به سر مسابقات ورزشی می بردند و تمام کم تجربگی و خراب کاری های مرا تحمل می کردند و اولین عکس مرا برای تشویق ، روی مجله هفته نامه چاپ کردند.
سوال: عکس گرفتن از اتفاقات ورخ دادهای ورزشی سخت تر است یا ازصحنه های هنری و چهره های سینمایی ؟
عامری : به عقیده من عکاسی در هر زمینه ای حال و هوای خاص خودش را دارد. من ازعکاسی ورزشی سرعت ، استقامت و… را تجربه کردم و از عکاسی سینمایی ، سکوت و بردباری .به هر حال در هر بخش ، تجربه ای برای زمینه دیگرکسب کردم .
سوال: عکس گرفتن از چهره راحت تراست یا صحنه ؟
عامری : همیشه صحنه برای عکاس آماده است و از یک صحنه چیده شده عکس می گیری امابرای چهره باید تلاش کنی ویژگی هایش رانشان دهی ; پس مسلما عکس گرفتن از صحنه راحت تر است تا چهره .
سوال: چه کسی از شما عکس می گیرد؟
عامری : همیشه با این مشکل مواجه هستم . یک روز مجله «دنیای تصویر» از من عکس می خواست و فرصتی نبود تا به یک عکاسی بروم وخودم با هر زحمتی بود از خودم عکس گرفتم واین قضیه نزدیک به چهل دقیقه طول کشید.
سوال: زیباترین عکسی که تاکنون گرفته اید؟
عامری : همیشه عکس های فیلم های «عباس کیارستمی » برایم جالب و سخت می نمود;به خاطر این که ایشان همیشه از فضاهای خاطره انگیز و خاص عکس می گرفتند. مثلا «تک درختی در برف ». یک بار بعد از صرف غذا از«جداره یک لیوان دوغ خورده شده » عکس گرفتم و این زیباترین ، خاطره انگیزترین وهنری ترین عکسی است که تاکنون گرفته ام وچون هیچ کس متوجه حقیقت آن نمی شود، این عکس مثل یک جنگل مه گرفته شده است .
سوال: از ازدواج با خانم امیرسلیمانی بگویید. اولین بار چه جمله ای به ایشان گفتید؟
عامری : ازدواج یک جرقه است که دو نفردنیای مشترکی با هم پیدا می کنند. یادم می آیدبرای اولین بار کمند را در دفتر هفته نامه دیدم . من در آنجا عکاسی می کردم و آقای کوچویی سردبیر بودند. زمانی که کمند را که برای مصاحبه به دفتر آمده بودم دیدم ، احساس کردم دنیای من و او خیلی به هم نزدیک است و او را بهترین آدم برای تشکیل یک زندگی مشترک دیدم . این موضوع را با سردبیر در میان گذاشتم و زحمت جمله اول را که سخت ترین جمله است ، ایشان کشیدند.
سوال: با کارهای ایشان مشکلی نداشتید؟
عامری : دنیای هر دوی ما تصویر است ; ازاین رو برای کار یکدیگر ارزش و احترام زیادی قائلیم . من به هیچ عنوان با دنیای بازیگری و کارکمند مشکل نداشتم ، به این دلیل که بازیگری وتصویر دنیای خود من هم هست .
سوال: خانه داری ایشان چه طور است ؟
عامری : خانه داری کمند معرکه است ; حتماباید غذاهایی را که درست می کند، امتحان کنید
سوال: در کار خانه کمک می کنید؟
عامری : زمان مجردی خیلی کمک مادرم می کردم ولی بعد از ازدواج به خاطر مشغله زیاد،فرصت پیدا نمی کنم تا کمک همسرم باشم .
سوال: همسرتان دارای چه ویژگی های اخلاقی هستند؟
عامری : بردباری خیلی زیادی در برابر مسائل نشان می دهد و همیشه چندین و چند قدم جلوتراز من حرکت می کند.
سوال: کار کدامیک از عکاسان داخلی را می پسندید؟
عامری : در نمایشگاه ، کارهای عکاسی را دیدم که از نویسنده ها عکس گرفته بود. من تا به حال ایشان را ندیدم ولی کارهایش خیلی به دلم نشست ; آقای «مهرداد اسکویی ».
سوال: در پایان اگر صحبتی هست بفرمایید؟
عامری : حرفی که باقی نمانده ، فقط از شما وتمامی همکاران تان تشکر می کنم .

 
منوی کاربری
ایمیل
رمز عبور
 
» عضویت
» یادآوری رمز عبور
تبلیغات مرتبط

© کلیه حقوق این وب سایت محفوظ می باشد. طراحی سایت با مهریاسان