بیوگرافی مسعود کیمیایی :

مسعود کیمیایی در روز ۷ مرداد ۱۳۲۰ در کوچه سید ابراهیم خیابان ری تهران زاده شد. پس از آن به ترتیب در کوچه دردار، آصفالدوله، سقاباشی، عینالدوله و سرانجام در خیابان بهار ساکن شد. مسعود کیمیایی دو خواهر و یک برادر دارد. دیپلم متوسطه را از دبیرستان بدر گرفت. بعد از پایان دبیرستان کمکم وارد عوالم روشنفکری شد و همراه چند تن از دوستان علاقهمند، گروه انتشارات طرفه را بنیاد نهاد. از همان دوره به موسیقی هم علاقهمند شد و چند ساز مانند پیانو و گیتار را در حد غیرحرفه، شیرین مینوازد. اما بیشترین کشش و علاقه مسعود کیمیایی به سینما بود. مسعود کیمیایی تا کنون دوبار ازدواج کرده؛ نخست با گیتی پاشایی (آهنگساز و خواننده۱۳۷۴-۱۳۴۸)، که حاصل آن پولاد کیمیایی (بازیگر) بود و ازدواج دوم با گوگوش، خواننده سرشناس (۱۳۸۲-۱۳۷۴). مسعود کیمیایی تحصیلات آکادمیک کارگردانی ندارد؛ تمام آموختههای تکنیکی و فنی او از سینما به حضور در گروه دستیاران فیلم قهرمانان به کارگردانی ژان نگولسکو و دستیاری ساموئل خاچیکیان در فیلم خداحافظ تهران محدود میشود. به جز آن هرچه هست، استعداد ذاتی و ذوق و سلیقهٔ او درسینماست.
تم اغلب فیلمهای کیمیایی را باورها و ارزش هایی میسازد که یا از بین رفته و یا کمرنگ شده اند. کیمیایی از جوانمردی، غیرت و رفاقت تا سر حد مرگ قصه میگوید و قهرمانانش را با این صفات در بستر جامعهٔ امروزی با مشکلات سیاسی- اجتماعی درگیر میکند تا از ارزشهای خود دفاع کنند. ارزش هایی که مردم عامه پسند ممکن است دوستشان داشته باشند ولی با زندگی مدرن در تناقض میباشند. نقد اینگونه داد ستاندن که حتی گاهی به قیمت گذشت از هنجارها میباشد، موضوع مهمترین چالش منتقدان کیمیایی را تشکیل میدهد. آنها بر این باوراند که این روایتگری چیزی جز پافشاری لجوجانهٔ کیمیایی بر پنداری غلط نمیباشد.
- کارنامه سینمایی :
مسعود کیمیایی فعالیت سینمایی خود را در سال ۱۳۴۵ با دستیاری مرحوم ساموئل خاچیکیان در فیلم خداحافظ تهران آغاز میکند. مسعود کیمیایی اولین فیلمش بیگانه بیا را در سال ١٣۴٧ و با تم جوان هوس باز و دختر فریب خورده در خانواده ای مرفه میسازد، که از ساختار مستحکمی برخوردار نیست و اقبال چندانی نیز در گیشه پیدا نمیکند. یک سال بعد قیصر وضع را تغییر می دهد. قیصر که بر اساس فیلم وسترن نوادا اسمیت (کارگردان: هنری هاتاوی) ساخته میشود، گرچه در نمایش اول خود در میان عامه مردم مورد پسند واقع نمیشود، اما در اکران دوم رکورد فروش را میشکند. قیصر به یک سمبل و داستانش هم به یک ژانر(انتقام شخصی) تبدیل میشود. اتفاقی که تا آن زمان در سینمای ایران کمتر رخ داده بود، اما کیمیایی با استفاده از همان فرمولهای آشنای فیلم فارسی فیلمی غیر عادی میسازد که هم مخاطب را جذب میکند وهم به منتقدان نوید یک سینمای نوین را میدهد. بدینسان، قهرمان جدیدی با بازی فوق العادهٔ بهروز وثوقی به مردم معرفی میشود که ریشه در تاریخ و جغرافیای ایران دارد و مُبَلّغ نوعی انتقام فردی است که به مذاق ایرانیان ناموس پرست آن سالها (هر چند از قهرمانی فرنگی گرتهبرداری شده بود) خوشایند مینماید. همچنین بازی زیبای ناصر ملک مطیعی و فیلمبرداری قوی مرحوم مازیار پرتو را نیز از نقاط قوت این فیلم میدانند. سال ١٣۴٨ به دلیل نمایش دو فیلم گاو (داریوش مهرجویی) و قیصر از نگاه مورّخین، نقطه عطفی در تاریخ سینمای ایران محسوب میشود. هر دو فیلم به سهم خود شالودهٔ موج نوی سینمای ایران را -البته در رویکردهایی متفاوت- تشکیل میدهند. کیمیایی در فیلمهای بعدیش مانند رضا موتوری و داشآکل با تکرار مایههای عصیان فردی (مرد) در برابر ارزشهای اجتماعی رویهٔ گذشته را ادامه میدهد. رویکردی که علیرغم تبلیغ خصلتهای انسانی و جوانمردی از دیدگاه بسیاری به مسیر دیگری افتاده و مُبَلّغ قانون ستیزی و ضد ارزشها میشود. در فیلم بعدیاش بلوچ به استفاده از سکس و پرده دری، محکوم میشود و سال بعد با بهرهبرداری از جایگاه ادبی کتاب آوسنه بابا سبحان از محمود دولتآبادی دست به ساختن خاک میزند. گوزنها که به زعم بسیاری سیاسیترین فیلم کیمیایی است در سال ۱۳۵۴ ساخته میشود و دو تیپ مختلف از قهرمان را در کنار هم قرار میدهد که در نهایت مکمل شخصیت هم میشوند. به باور بسیاری، این فیلم بههمراه قیصر مهمترین آثار کیمیایی پیش از انقلاب را شامل میشوند. غزل فیلم بعدی او که اقتباسی است از نویسنده معتبر خورخه لوئیس بورخس، شاید متفاوتترین و عجیبترین فیلم کارنامه او باشد. پس از آن سفر سنگ را میسازد که بهنوعی جنبهای پیشگویانه دربارهٔ انقلاب ایران به خود میگیرد. در سال ۱۳۶۱ فیلم خط قرمز را با بازی سعید راد کارگردانی میکند. این فیلم توقیف میشود و به جز یک بار نمایشش در جشنوارهٔ فجر دیگر هرگز نمایش داده نمیشود. بیشتر اهالی سینما منسجمترین ساختهٔ بعد از انقلاب کیمیایی را دندان مار (۱۳۶۸) میدانند که برای دریافت جایزه خرس طلایی برلیناله نامزد میشود و نهایتاً جایزه ویژه همان جشنواره را دریافت میدارد. پس از آن استفادهٔ کیمیایی از چهرههای جوان او را بهعنوان تصویرگر زندگی جوانان دههٔ هفتاد معرفی میکند. با فیلم سلطان پسرش پولاد کیمیایی را به عنوان بازیگر به سینما معرفی میکند. کیمیایی فیلمنامهٔ تمامی آثارش را خودش نوشته و همچنین تدوین و طراحی صحنه و لباس تعدادی از فیلمهایش را نیز خود به عهده داشته است (گروهبان، ردپای گرگ، مرسدس، فریاد).
فیلم نگار :
* - بیگانه بیا (۱۳۴۷)
* - قیصر (۱۳۴۸)
* - رضا موتوری (۱۳۴۹)
* - داشآکل (۱۳۵۰)
* - بلوچ (۱۳۵۱)
* - خاک (۱۳۵۲)
* - گوزنها (۱۳۵۴)
* - پسر شرقی (کوتاه، ۱۳۵۴)
* - غزل (۱۳۵۵)
* - اسب (کوتاه، ۱۳۵۵)
* - سفر سنگ (۱۳۵۶)
* - خط قرمز (۱۳۶۱)
* - تیغ و ابریشم (۱۳۶۴)
* - سرب (۱۳۶۷)
* - دندان مار (۱۳۶۸)
* - گروهبان (۱۳۶۹)
* - ردپای گرگ (۷۱-۱۳۷۰)
* - تجارت (۱۳۷۳)
* - ضیافت (۱۳۷۴)
* - سلطان (۱۳۷۵)
* - مرسدس (۱۳۷۶)
* - فریاد (۱۳۷۷)
* - اعتراض (۱۳۷۸)
* - سربازهای جمعه (۱۳۸۲)
* - حکم (۱۳۸۳)
* - رئیس (۱۳۸۵)
* - محاکمه در خیابان (۱۳۸۷)
* - جرم (۱۳۸۹)
آثار مکتوب :
* - جسدهای شیشهای، رمان، ۱۳۸۰ توسط انتشارات آتیه
* - زخم عقل، دفتر شعر، دی ماه ۱۳۸۲ ه.خ نشر ورجاوند
جوایز :
* نامزد جایزهٔ خرس طلایی جشنوارهٔ فیلم برلین برای فیلم دندان مار (۱۹۹۱)
* برندهٔ جایزهٔ تقدیر ویژه جشنوارهٔ فیلم برلین برای فیلم دندان مار (۱۹۹۱)
* سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه داوران برای فیلم جرم در بیست و نهمین جشنواره ی فیلم فجر
مصاحبه با مسعود کیمیایی :

«من تنها زندگی می کنم ، رفیق زیاد دارم اما تنها زندگی می کنم ، یعنی شب اگر چیزی بنویسم و بخواهم برای کسی بخوانم نیست ، کسی نیست که کارم را برایش بخوانم ، کسی نیست که عاشقانه جلویم یک چایی بگذارد ، البته اگر باشد من هم عاشقانه جلویش قهوه می گذارم»
کیمیایی می گوید: «کار نویسندگی را با رمان شروع کردم ، آن هم رمان هزار صفحه ای ، با قصه کوتاه شروع نکردم ، خیلی از نویسنده ها کم لطفی کردند که چرا سینماگر دارد وارد عرصه ما می شود ، البته سینماگرها هم همین مشکل را دارند یعنی اگر نویسنده ای بیاید و یک فیلم خوب بسازد تحویلش نمی گیرند»
کیمیایی کارگردانی است که در هجده سالگی قیصر را ساخت ، او می گوید: «آدم وقتی جوان است و تنها وضعیتش فرق دارد ، الان من دلم می خواهد بنویسم ، فیلم بسازم ، فکر می کنم هنوز فیلم نساخته ام ، فکر می کنم همه فیلم هایی که ساخته ام با هم یک فیلم هم نمی شود ، خدا شاهد است این را قلبا می گویم ، این بدشانسی من است که توی این ده سال تنها بوده ام»
در افتتاحیه جشنواره فیلم فجربیست و نهم از یک عمر فعالیت سینمایی مسعود کیمیایی تقدیر شد و برای فیم جرم مسعود کیمیایی برای نخستین بار سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه داوران را دریافت کرد.
مسعود کیمیایی در مورد علاقه اش به ادبیات با لحنی شاعرانه می گوید: «دوست داشتم و دارم که شاعر باشم نویسنده باشم اما فیلمساز هم هستم ، ادبیات از بچگی با من بوده ، تجربه عاشقانه ۱۴ سالگی تا آخر عمر رهایت نمی کند»
او تاکنون در جشنواره فیلم فجر ، سیمرغ بلورینی به دست نیاورده بود و بیشتر فیلمهای او تنها نامزدی سیمرغ بلورین را برای این نویسنده و کارگردان به همراه داشته اند تا اینکه فیلم جرم مسعود کیمیایی طلسم چندین و چندساله این کارگردان بنام و پیشکسوت سینمای ایران را شکست و سیمرغ بلورین بهترین فیلم جشنواره ی بیست و نهم را در کارنامه ی پرافتخار این کارگردان پیشکسوت گنجاند

|