بازیگران ایرانی

خانه > مقالات > عوامل سینمایی > بازیگران > بازیگران مرد > بهرام رادان
عوامل سینمایی و بازیگران
خبرنامه
نام:
*ایمیل:
*موبایل:
 
*درج کد
بهرام رادان
بهرام رادان

بیوگرافی بهرام رادان :


بهرام رادان

بهرام رادان در ۸ اردیبهشت ۱۳۵۸ در تهران بدنیا آمد،دو خواهر و یک برادر دارد، کوچکترین فرزند خانواده است و برادرش و یکی از خواهرانش پزشک هستند ، بهرام رادان بزرگ شده ی محله ی زعفرانیه تهران است ،پدرش وکیل پایه ۱ دادگستری است ،خواهر و برادر او برای ادامه تحصیل در خارج کشور هستند،خود بهرام رادان نیز در سن ۱۵ سالگی راهی آمریکا شد ولی یک سال بیشتر دوام نیاورد و به ایران بازگشت ،لیسانس مدیریت بازرگانی از دانشگاه آزاد اسلامی دارد ،در دوران کودکی بسیار درسخوان و اهل شیطنت بوده است ،مدتها سیگار می کشیده ( از ۱۵ تا ۲۷ سالگی)، اما حالا از دود سیگار هم حالش به هم می خورد ،اهل رفیق بازی نیست و با عده معدودی معاشرت دارد ،اهل مصاحبه و جنجال و حاشیه نیست ،اولین بازیگری است که برای خودش مدیر برنامه استخدام کرد (مدیر برنامه هایش علیرضا باذل روزنامه نگار است)،ورزش مورد علاقه اش تنیس و اسکی است ،عاشق سفر است ،علاقه مند به خواندن کتابهای سیاسی و تاریخی است ،شغل روزنامه نگاری رادوست دارد،بازیگر مورد علاقه اش پرویز پرستویی است ،در سال ۱۳۷۸ برای آموختن بازیگری به یکی از آموزشگاه آزاد هیوا که مربوط به بازیگری بود رفت و در همان سال برای بازی در شور عشق به کارگردانی نادر مقدس انتخاب شد ،هنگامی که با «شورعشق» وارد سینما شد، بازیگری برایش فقط حکم تفریح و کنجکاوی را داشت و در اولین حضور سینمایی تنها به واسطه چهره اش شناخته شد: « شور عشق »
 اما فیلم به فیلم به دانش سینمایی خود افزود و توانست فوت و فن بازیگری را بیاموزد تا اینکه  بهرام رادان توانست  در چهارمین نقش آفرینی اش کاندید دریافت تندیس بهترین بازیگر  نقش اول مرد در پنجمین جشن خانه سینما شود: « آواز قو »
 دو سال بعد در بیست و دومین جشنواره فیلم فجر سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول را تصاحب کرد: « شمعی در باد »
 بازی تحسین برانگیز بهرام رادان در « سنتوری » دومین سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول را برایش به ارمغان آورد.

فیلم نگار :
1379شور عشق          نادر مقدس
1379آواز قو                 سعید اسدی
1379آبی                   حمید لبخنده
1380طلوع تاریک (فیلم کوتاه) / ابراهیم شیبانی
1380ساقی                محمدرضا اعلامی
1381گاوخونی              بهروز افخمی
1381عطش                 محمدحسین فرح‌بخش
1381رز زرد                  داریوش فرهنگ
1382شمعی در باد        پوران درخشنده
1382سربازهای جمعه    مسعود کیمیایی
1382گیلانه                 رخشان بنی‌اعتماد، محسن عبدالوهاب
1383رستگاری در هشت و بیست دقیقه / سیروس الوند
1383ازدواج صورتی         منوچهر مصیری
1384حکم                   مسعود کیمیایی
1384تقاطع                  ابوالحسن داوودی
1385خون بازی             رخشان بنی‌اعتماد، محسن عبدالوهاب
1385چهار انگشتی        سعید سهیلی
1385سنتوری               داریوش مهرجویی
1386کنعان                  مانی حقیقی
1387بی‌پولی               حمید نعمت‌الله
1387کارناوال مرگ         حبیب‌الله کاسه‌ساز
1387زادبوم                  ابوالحسن داوودی
1387راه آبی ابریشم       محمد بزرگنیا
1387تردید                   واروژ کریم‌مسیحی
1387تهران ۱۵۰۰ (انیمیشن) / بهرام عظیمی
1388نقطه بی‌بازگشت    سیروس رنجبر
1388آدم‌کش                رضا کریمی
1389یکی از ما دو نفر      تهمینه میلانی
...............................................................................................................................................................................................................
 
مصاحبه با بهرام رادان :


 بهرام رادان
 
- چگونه یک مدل موفق باشید
برای عکاسی مدل و مدل تبلیغاتی ، چهره ، پایه کار است و مهم . اما مهمتر از آن ژست است . برای همین هم عکس و مجله زیاد ببینید و در دنیای اینترنت دنبال مادلینگ باشید . در این میان چیزی که نظر من را جلب میکند ایست ها ، نگاه ها و ژست هاست . ایستادن جلوی دوربین ها هم فرق میکند . در سینما نباید توی لنز نگاه کنی و در عکاسی غالبا باید به لنز نگاه کنی . بهترین مدل ها کسانی هستند که دوربین نمیتواند به نگاهشان غلبه کند ، بلکه این نگاه ها آن هاست که بر دوربین غلبه میکند .شاید بشود گفت کار جلوی دوربین عکاسی برای مادلینگ ، کمی شبیه کار تئاتر است اگرچه نه با آن شدت . در تئاتر بازی هست ولی در عکاسی باید حس قوی داشته باشی . حسی که در سینما نباید توی چشم بزند ولی در عکاسی مادلینگ خیلی اغراق آمیز است .در سینما باید دوربین را از ذهنت حذف کنی تا وقتی در خود آگاهت حس میکنی دوربین هست بد بازی میکنی . وقتی حس میکنی دوربین نیست و طوری بازی کنی که در ناخودآگاهت تا حدودی رو به دوربین باشی و آن هم نه برای دوربین  ، جواب بهتری میگیری . بعضی ها برای دوربین بازی میکنند و همین کارشان را خراب میکند اما در عوض یکی مثل جک نیکلسون استاد قورت دادن دوربین است و حسش را کاملا به دوربین تحمیل میکند .در مادلینگ هر کاری که میکنید برای دوربین است .
 
- خانم ها باید بپسندند
وقتی به صورت همفری بوگارت نگاه میکنی ترکیب صورتش از خیلی از هنرپیشه های مرد این سن زشت تر است . او نه خماری نگاه رابرت دنیرو را دارد نه جذابیت پنهان ریچار گیر و نه لبخندهای اغواگر جرج کلونی را ، ولی جذاب است چون مرد مناسب زنان زمان خودش است . این نکته را فراموش نکنید که مطمئنا این جنس مخالف است که باید یک مرد را از نظر جذابیت بپسندد . این جنس مخالف هم در اثر مرور زمان ایده آل ها  و سلایقش تغییر میکند .
 
- جذابیت مردانه تام کروز
وقتی صحبت از بازیگر مرد میکنیم من قبل از هر کسی یاد تام کروز می افتم . یکی از خوبی هایش فرم استخوانی بینی اش است . به دلیل همین فرم هم هست که مختصات زنانه بدنش کمتر از کسی مثل برد پیت به نظر میرسد، براد پیت بر عکس تام کروز به خاطر موهای طلایی و بینی کوچک اش در خیلی از موقعیت ها زنانه تر به نظر میرسد که این برای عده ای خوشایندتر است . فقط در صحنه هایی از فیلم افسانه های پاییزی است که برد پیت ریش بسیار دلنشینی دارد . این ریش به خوبی روی صورتش نشسته و اشکالات زنانه اش را پنهان کرده است .
 
- بازیگری هم عشق است هم لذت
بازیگری سخت نیست . عشق میخواهد . الان که معنی سلامتی برای من شده سلامت زندگی . بازیگری یعنی ورزش کردن ، شاداب بودن ، به روز بودن و در جریان ماوقع اتفاق قرار گرفتن . این طوری که باشد کار و زندگی برایت خیلی هم لذت بخش است . صبح زود که بلند میشوم همه انگیزه ام این است که بروم ورزش کنم چون میدانم در جهت مثبت و سلامتی است . اگر ترجیح میدهم اکثر شب ها زود بخوابم ، به خاطر این است که میدانم که شب کمک میکند به شادابی ام و طراوت پوستم .
 
- بازیگرانی که راه رفتن بلد نیستن
خیلی از بازیگران در رافتن مشکل دارند . جای تاسف است . این در حالی است که بر طرف کردن این ایراد تمرینات وحشتناکی هم نمیخواهد . میخواهم یک صحنه را مثال بزنم . آن هم صحنه راه رفتن رابرت دنیرو قبل از تیتراژ فیلم کازینو ست . جایی که دنیرو میرود تا به ماشین برسد که در یک لحظه منفجر میشود . به نظرم راه رفتن زیباتر از این برای یک مرد ممکن نیست .
 
- دیگر سخت نمیگیرم
من قبلا استایلیست داشتم و به من میگفت که چی را با چی بپوشم و در مقابل دوربین چه استایلی داشته باشم در مجموع عکاسی ها را برایم کارگردانی میکرد . اما حالا کم حوصله ام . آن اوایل دم و دستگاه زیادی داشتم . گریم میشدم . فریدون خسرویان یا رضا معطریان می آمدند و تا ساعت ها عکاسی میکردند . مثلا با فریدون از ۲ بعد از ظهر تا نیمه شب عکاسی میکردیم . گاهی با ۱۵ دست لباس مختلف . هر چه گذشت کل ماجرا برایم ساده تر شد . دیگر گریم نمیکنم . سعی میکنم به جای ۱۰ ساعت عکاسی در یک روز ، ۵ روز ، روزی دو ساعت عکاسی کنم . ترجیح میدهم هر روز یک نوع لباس میپوشم ، یک روز لباس روشن . یک روز جین . یک روز فرمال مردانه و …..
 
- تمریناتی برای درست بازی کردن
نمیدانم بازیگران در سینمای ایران چه میکنند ، اما در سطح استاندارد سینما ، بیش از چهره ، استاندارد بدن مهم است . به همین خاطر هم بیشتر روی انعطاف پذیری ام کار میکنم . حرکت ها . نرمش های کششی ویژه ای در تمریناتم دارم که به من کمک میکند . پارسال در یک دوره زمانی با گروهی از دوستانم که عضو تیم ملی فول کنتاک ایران بودند تمرین کردم . نرمش های قبل از مسابقه شان را انجام میدادم . وقتی بدن خوب داری ، درست راه میروی ، درست مینشینی ، درست می ایستی و همه این ها به تو کمک میکند درست بازی کنی .
 
- سیگاری حرفه ای حالا از سیگار متنفر است
من ۱۲ سال سیگار میکشیدم . یعنی از ۱۵ تا ۲۷ سالگی یک سیگاری حرفه ای به تمام معنا بودم . الان از دود سیگار حالت تهوع به من دست میدهد . اوج سیگار کشیدنم در اوایل سینما بود . دروه ((شور عشق)) زمانی بود که ۳۰ نخ در روز سیگار میکشیدم . این اواخر رسیده بود به روزی سه تا چهارتا . اما همیشه حس میکردم سیگار کشیدن یک نقطه ضعف است به هیچ صورتی نمیتوانستم از کارم دفاع بکنم . میدانستم مزخرف است و دیر یا زود باید بگذارم کنار . دوست نداشتم سیگار با من حال کنم ، میگفتم من باید با سیگار حال کنم . یک روز فکر کردم سیگار دارد مرا چیپ میکند . از این که لباس ها و دست هایم بوی سیگار بدهد حس چندش آوری بهم دست داد . آخرین سیگار نصفه ام را خاموش کردم . ۱۵ ماه است که سیگار را ترک کرده ام . حالا از دود سیگار هم اذیت میشوم و اگر جایی کسی سیگار بکشد ترجیح میدهم آن جا را ترک کنم .
 
- محدودیت ها
من همان طوری که دلم میخواهد و راحتم لباس میپوشم و دلم میخواهد همان طوری که دوست دارم زندگی کنم . من آدم راحتی هستم و دلم نمی خواهد دیگران مرا آدم رسمی و خشک بدانند . اما دوست ندارم طوری باشم که دیگران خوششان بیاید . ترجیح میدهم همان طور که هستم مرا بپذیرند . چه آن هایی که دوستم دارند یا آن هایی که از من متنفرند . خیلی ها می گویند که روحیه محافظه کارانه ای داری . اما در حقیقت من آدم محافظه کاری نیستم . اگر افسار دیت خودم باشم خیلی هم آدم تندی هستم . فکر میکنم آدم تا جایی که به حقوق افراد دیگر لطمه نزند ، آزاد است ولی محدودیت ها و ممنوعیت ها انسان را وادار به محافظه کاری میکند . محدودیت ها مجبورت میکنند رعایت کنی چیزهایی را که دوست نداری .
 
- چرا خودکشی کنیم ؟
به عقیده من بازیگر خیلی چیزها را باید در نظر بگیرد . روش غذا خوردن . خواب مناسب و داشتن اعصاب آرام . من با دخانیات به شدت مشکل دارم . الکل و دخانیات هر کسی را نابود میکند . کدام آدم عاقلی است که به فکر خودش باشد و دور آن ها را خط نکشد ؟
 
- پیراهن مردانه و شلوار جین
برای جلوی دوربین معمولا لباس طیف آبی را ترجیح میدهم . از آبی اسمانی تا سرمه ای . فکر میکنم بیشتر به چهره ام میاید . طیف کرم تا قهوه ای هم به همین دلیل خوب است . به نظرم چیزی که جلوی دوربین میپوشی باید به تو بیاید . اگر چه شخصا اهل برند هم هستم . راستش همیشه ترجیح میدهم به جای سه تا لباس معمولی یک لباس مارک دار با کیفیت و دوخت بهتر بخرم، جلوی دوربین هم با پیراهن مردانه . شلوار جین راحت ترم . کفش برایم خیلی مهم است و اگر چه تقریبا هیچ وقت در عکس دیده نمیشود اما به پایم و ایستم شکل میدهد . ایسمتم را محکم میکند . اگر چه اغلب توی کادر نیست .
 
- از نیمه رسمی تا بسیار رسمی
به عروسی که میروم کاملا رسمی میروم . کت و شلوار . در جشن ها و مراسم سینمایی هم لباسم بستگی به نوع جشن و مدعوین دارد . معمولا بین فرمال و کاژوال فرمال لباس میپوشم . کفش برایم خیلی مهم است بیشتر بوت های مردانه کلاسیک میپوشم .
 
- فیتنس ، تنیس ، شنا
برای روی فرم بودن بدنم هر چقدر بتوانم ورزش میکنم . به خصوص اینکه دارم به سی سالگی نزدیک میشوم و خطر برآمدگی شکم را حس میکنم . الان هفته ای ده ساعت ورزش میکنم . بیشتر فینتس . اگر وقت پیدا کنم تنیس میروم و شنا . در فینتس بیشتر به بالاتنه توجه میکنم . به خاطر کارم در سینما و به خصوص در تابستان . هر چه به سمت زمستان میرویم به خاطر اسکی روی پاهایم بیشتر کار میکنم .
 
- دهه هفتاد اوج هنر جهان
در سینمای کلاسیک نیمه اول قرن بیستم تنها مردهایی با موهای تر و تمیز . آب و جارو کرده و صاف و صوف مورد علاقه زنان بودند. ولی بعد سلیقه ها عوض شد . از اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد ، جیمز دین و جیم موریسون با هیپی بازی ها و کول بازیهایشان ظاهر شدند و حرف اول را در این زمینه زدند . دهه هشتاد ، دهه سکون مطلق در تاریخ هنر بود . شاید بیشتر به خاطر این که در دهه های هفتاد و نود کارهای درخشانی انجام شد . دهه هشتاد وضعیت واقعا افتضاح بود . از دهه نود به بعد ابعاد هنر به قدری گسترش پیدا کرد که شما چه در سبک و در چه در هر نوع سلیقه ، قدرت انتخاب بسیار زیادی دارید . حتی در ایران خودمان از صورت های مردانه زیبا تا چهره های مردانه خشن تر ، طیف بسیار وسیعی است که مخاطب ممکن است هر کدام از آن ها را بپسندد یا نه . در دهه هشتاد حتی از نظر مد هم سقوط متلقی داشتیم . مدل های دهه هفتاد را ببینید که در سال های اخیر دوباره برگشتند ولی مدهای دهه هشتاد دیگر بر نمیگردند .

 
منوی کاربری
ایمیل
رمز عبور
 
» عضویت
» یادآوری رمز عبور
تبلیغات مرتبط

© کلیه حقوق این وب سایت محفوظ می باشد. طراحی سایت با مهریاسان