بیوگرافی روزیتا غفاری :

رزیتا غفاری،متولد دی ۱۳۵۱ در تهران است و همسر عباس صالحی (گریمور )است و یک دختر ۴ ساله دارد. رزیتا غفاری فارغ التحصیل کارگردانی سینما و همچنین مربی اسکی نیز هست ، همه او را از بازی در سریال «در قلب من» حمید لبخنده میشناسند. رزیتا غفاری خیلی زود پلههای ترقی را طی کرد و پس از چندی در فیلم «شوکران» بهروز افخمی به ایفای نقش پرداخت. او معمولا گزیده کار میکند و هیچ اصراری ندارد که سالی چند فیلم و سریال بازی نماید! اگر چه رزیتا غفاری کمتر توانسته در نقشهای اول چه در سینما و چه تلویزیون بازی کند. اما ما با بازیهای خوبی از غفاری در سریالهای در قلب من،در پناه تو،همسفر،ملاصدرا،شب آفتابی، فیلمسینمایی هتل کارتن،یکی بود و یکی نبود و آوازهخوان دیدهایم. رزیتا غفاری چند فیلم کوتاه انیمیشن کارگردانی کرده است و عضو آسیفای ایران است.
فیلم نگار :
- هتل کارتن (سیروس الوند – ۱۳۷۵)
- شوکران (بهروز افخمی – ۱۳۷۷)
- یکی بود یکی نبود (ایرج طهماسب – ۱۳۷۸)
- آوازخوان (کاظم معصومی – ۱۳۷۹)
- آب و آتش (فقط صدا – فریدون جیرانی – ۱۳۷۹)
- پشت پرده مه (پرویز شیخ طادی – ۱۳۸۳)
- در پناه تو (مجموعه – حمید لبخنده – ۱۳۷۳)
- در قلب من (مجموعه – حمید لبخنده – ۱۳۷۷)
- همسفر (مجموعه تلویزیونی، دو قسمت، ۱۳۷۹)
- ملاصدرا (مجموعه تلویزیونی، ۸۰-۱۳۷۹)
انتقام (ویدئویی، ۱۳۸۰)
شب آفتابی (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۸۰)
من تو او (تله فیلم،۱۳۸۷)
روزهای زیبا (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۸۸)
تبریز در مه (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۸۹)
.................................................................................................................................................................................................................
مصاحبه با روزیتا غفاری :
.jpg)
این مصاحبه بعد از ۴ سال دوری رزیتا غفاری از وطن و بازگشت وی از کاناداست
*چه شد که رزیتا غفاری تصمیم رفتن به کانادا را گرفت؟
من ۴سال پیش به دلیل ادامه تحصیل همسرم عباس صالحی که از گریمورهای خوب کشورمان هستند و بارداریام از ایران به کانادا سفر کردم و ضمن اینکه دخترم تارا را تا ۳سالگی در کانادا بزرگ کردم،به ادامه تحصیل هم پرداختم.
*در کدام شهر کانادا اقامت داشتید؟
من به مدت ۴سال در تورنتوکانادا اقامت داشتم.
*چرا به ایران برگشتید؟
برای اینکه دوست داشتم دخترم «تارا» در ایران و با فرهنگ ایرانی بزرگ شود که این مسأله برای من خیلی مهم بود.
*نسلهای دوم و سوم ایرانیان خارج از کشور در حال فراموش کردن زبان فارسی،فرهنگ و هویت ایرانی خود هستند. به عنوان یک هنرمندی که ۴سال در کانادا اقامت داشتید چه راهکاری برای رفع این مشکل دارید؟
بله. متأسفانه بچههای نسل دوم و سوم ایران در خارج از کشور در حال فراموش کردن زبان فارسی هستند. یکی از چیزهایی که ما پدر و مادرها باید به آن توجه کنیم،اینست که بچههای ما ابتدا یک ایرانی هستند،پس باید نذاریم که زبان فارسی را به فراموشی بسپارند. دختر من در کانادا به دنیا آمد،ولی اول شناسنامه ایرانی آن را گرفتم و بعد برای شناسنامه کاناداییاش اقدام کردم. برای من ایرانی بودن آن در ارجحیت است و هر کجای دنیا باشم با افتخار از ایران یاد میکنم. من فکر میکنم همه ایرانیها این عرق به وطن را با خودشان دارند و ما باید توجه کنیم که بچههای خودمان را هم اینگونه بار بیاریم.
*ایرانیان مقیم کانادا با رزیتا غفاری که یک چهره هنری بود،چه برخوردی داشتند؟
برخوردهای خوبی بود. ایرانیانی که به تازگی به کانادا مهاجرت کرده بودند به هر حال من را میشناختند و همیشه افتخار همصحبتی با آنها را داشتم. به من ابرازمحبت میکردند و برای من توی غربت خیلی لذتبخش بود.
*ایرانیان مقیم کانادا اغلب به چه کارهایی مشغول هستند؟
ایرانیان مقیم کانادا متأسفانه مشغول حرفه اصلی خودشان نیستند؛کلا مهاجرها در دنیا وقتی به کشور دیگری مهاجرت میکنند،کار خودشان را دنبال نمیکنند و این خیلی باعث تأسف است.
*شما توانستید تو رشته تحصیلیتان کار کنید؟
بله. من و همسرم توانستیم در کشور کانادا رشته تحصیلی و کاری خودمان که سالها در ایران روی آن زحمت کشیده بودیم،هم ادامه تحصیل بدهیم و هم کار کنیم. خدا را شکر با گروههای کانادایی هم کار کردیم.
*نظرتان درباره ایرانیان مقیم کانادا چیست؟
به هر حال قابل احترام هستند. آنها انسانهای شریف و محترمی بودند که در اون دوران غربت خیلی به من همدلی و کمک کردند.
*مسائل و مشکلات آنان از لحاظ فرهنگی و اجتماعی چیست؟
به هر حال خیلی مشکل دارند. بیشتر آنها برای کار به کانادا مهاجرت کردند. همه آنها دوست دارند سریع به کشورشان برگردند و دوست دارند بچههایشان تو ایران بزرگ شوند.
*به نظر شما چگونه میتوان از تواناییها و تجربیات آنان در جهت پیشرفت ایران استفاده نمود؟
آنجا کار از نظر تکنیک پیشرفتهتر است. همسرم در دانشکدههای کانادایی توانست رشته تحصیلی گریم را ادامه دهد،وقتی به ایران برگشت در حال تأسیس یک آموزشگاه است،این یکی از راههایی است که ما میتوانیم از کسانی که در خارج از کشور دورههایی را گذراندند و یا به صورت حرفهای مشغول کار هستند، بعد از واردشدن به ایران از آنها دعوت کنیم که بتوانند این هنر را در اختیار بچههای داخل قرار دهند که انشاءا… سطح فرهنگی و علمی کارمان بالا میرود.
*در بین صحبتهایتان به کلمه مهاجرت بارها اشاره داشتید،تلقی رزیتا غفاری از پدیده مهاجرت چیست؟
هر کسی برای بهتر زندگی کردن به خارج از کشور میرود ولی ممکن است به بنبست بخورد و همیشه باید این را به ایرانیانی که به اقصی نقاط دنیا مهاجرت کردند،گوشزد کنیم که هیچوقت برای بازگشت به ایران و از نو شروع کردن دیر نیست و تشویق کنیم مهاجرینی که شاید نتوانند به آن هدفی که در خارج از کشور داشتند دست پیدا کنند به وطن بازگردند. به هر حال اینجا وطن ماست و برای پیشرفت بچههای ما و حتی خودمان مسلما بیشتر خواهد بود و راحتتر میتوانیم به هدفمان برسیم.
*چه تفاوتهایی میان کار در ایران و کانادا وجود داشت؟
تفاوت در کارشان است و کارکردن با آنها همیشه مطمئنتر بود. مثل اینجا نیست که من بازیام در سریال روزهای زیبا را کار کردم ولی هنوز قسط آخر را از تهیهکننده نگرفتم و تسویه نمیکند. کار کردن با عوامل کانادائی اینطوری نیست. ما آنجا تحت پوشش یک صنف هالیوودی بودیم و زمانیکه حتی از طرف صنف برای کار به جایی فرستاده نمیشدیم چک حقوق بیکاری برای ما فرستاده میشد و موجب شگفتی من و همسرم بود. آنجا رسم است که صنف بچههای هنری را تحت پوشش خود قرار میدهد.
*تجربه دوری رزیتا غفاری از کار آن هم در یک کشور غریب چگونه بود؟
این سالها خیلی سخت،اما خوب گذشت. دوری از ایران برای من خیلی مشکل بود،البته شاید بهتر است بگویم تنها مشکل من دوری از ایران و کارم بود. ولی الان خیلی خوشحالم که به وطن و کارم بازگشتهام.
*چرا ما همیشه شما را در نقشهای مثبت میبینیم؟
من همیشه در نقشهای مثبت بازی کردم و اینگونه بین مردم جا افتاده و خدا رو شکر مردم خیلی منو دوست دارند و وقتی با آنها مواجه میشوم از من میخواهند که اصلا نقش منفی بازی نکنم،میگویند نقش مثبت بهت مییاد ولی منفی نه.
*آیا دوست دارید ژانرهای دیگری را هم تجربه کنید؟
بله. من به تازگی مشغول بازی در یک تله تئاتر شدم که نقش یک زنی را بازی میکنم که با نقشهایی که قبلا کار کردم متفاوت است. این تله تئاتر به کارگردانی آقای یعقوبی است. من نقش یک زن پولپرست که بسیار جاهطلب و متکبر را بازی میکنم که انشاءا… مردم راضی باشند ولی من از بازی کردن در این نقش خیلی راضی هستم.
*چه سالی وارد دانشگاه شدید؟
من سال ۷۲-۷۳ وارد دانشگاه شدم.
*چه رشتهای؟
کارگردانی سینما.
*انتخاب خودتان بود؟
بله. من ۲تا رشته قبول شده بودم. مجسمهسازی و کارگردانی سینما. البته پدرم خیلی مرا برای تحصیل در رشته کارگردانی سینما تشویق کردند.
*خانواده موافق بازیگریتان بودند یا مخالف؟
خانوادههای ایرانی به خاطر آن تعصبی که نسبت به خانمها دارند مخالفت میکنند ولی بعدا محیط کار منو دیدند که از طریق تحصیلات آکادمیک این کار را انجام میدهم موافقت خودشان را اعلام کردند و بعدها هم مشوق اصلی من شدند.
*برای بازیگر شدن هدفی داشتید؟
تنها هدفم ترقی بود و دوست داشتم پیشرفت کنم و هر روزم بهتر از روز گذشته باشد و در جاییکه قرار دارم آیندهام را بسازم
|