بازیگران ایرانی

خانه > مقالات > عوامل سینمایی > بازیگران > بازیگران مرد > محمد رضا گلزار
عوامل سینمایی و بازیگران
خبرنامه
نام:
*ایمیل:
*موبایل:
 
*درج کد
محمد رضا گلزار
محمد رضا گلزار

 بیوگرافی محمدرضا گلزار:

  محمد رضا گلزار


محمد رضا گلزار
متولد ۱ فروردین ۱۳۵۶ در تهران است ،قبلا ساکن محله سهروردی بوده و در حال حاضر ساکن قیطریه است ،فرزند سوم خانواده است ، یک خواهر به نام آتوسا و دو برادر به نام های علیرضا و بردیا دارد خواهر و برادر بزرگش ازدواج کرده اند و برادر کوچکش(بردیا) متولد ۶۴ است ،پدرش اصالتا تبریزی است و مهندس مکانیک است و مدتی هم ورزشکار بوده و مادرش تهرانی و خانه دار است ،مادرش برای ورود به سینما خیلی مشوقش بوده ،فارغ التحصیل رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه آزاد اسلامی است ،مجرد است ،به زبان انگلیسی تسلط کامل دارد ،در زمینه های موسیقی،سینما و تبلیغات فعالیت دارد ،در نواختن گیتار،ارگ و پرکاشن مهارت دارد ومدتها تدریس گیتار می کرد ،به ورزش های والیبال،اسکی وشنا علاقه دارد ،در حال حاضر کاپیتان تیم والیبال هنرمندان است ،از غذا ها قرمه سبزی و ماکارونی را دوست دارد ،رنگ های مورد علاقه او قهوه ای، سفید، کرم و مشکی است،قبلها تدریس درس معارف برای کنکور را می کرده ،بعد عضو گروه آرین می شود ،به عنوان مشاورهنری سازمان بهزیستی استان تهران نیز برگزیده شد ،مدیریت یک شرکت واردات و ساخت تجهیزات و لوازم اسکی با وی میباشد ،بهترین فیلمی که دیده مارمولک بوده ،اصلا اهل تلویزیون نیست و سریال های تلویزیونی را دنبال نمیکند ،شهرتش را از لطف زیاد مردم نسبت به خودش میداند ،آلبوم غریبانه کویتی پور را دوست دارد و از علاقه مندان به صدای او میباشد ،وابستگی شدیدی به خانواده اش دارد وبهترین دوستان خودش را پدر ومادرش و بعد هم بردیا می داند و به مادرش علاقه خیلی زیادی دارد ،عاشق شکلات و شیرینی است و با ترشی میانه ای ندارد ،به شدت اهل بخشش و دستگیری از نیازمندان است و رفیق باز و با معرفت است ، محمد رضا گلزار برای ورود به سینما اولین بار توسط ایرج قادری برای بازی در فیلم سینمایی سام ونرگس دعوت شداز جمله فعالیتهای هنری  محمد رضا گلزار :سام و نرگس ،زمانه ،شام آخر ،بالای شهر پایین شهر ،چشمان سیاه ،بوتیک ،زهر عسل، کما،سیزده گربه روی شیروانی،آتش بس ،شام عروسی , دو خواهر ، شیش و بش ، ساخت ایران(مجموعه) و…..
 ................................................................................................................................................................................................................
مصاحبه با محمد رضا گلزار :

محمد رضا گلزار


بگذارید مصاحبه را با یک نکته شروع کنم آدم هروقت اسم کسی را میشنود معمولا نکات جالبی از آنچه در مورد آن شخصیت به یاد دارد به ذهنش می آید من همیشه در مورد شما یاد این نکته می افتم که در تنها مصاحبه تلویزیونی تان گفتید و خیلی تاثیر گذار بود آنجا اشاره کردید اگر خداوند به بنده اش نعمتی را میدهد مسئولیت آن آدم بیشتر از دیگرانی است که آن نعمت را ندارند
 
آنچه در آن برنامه گفتم یک جمله زیبا از یکی از بزرگان دینی بود
 
شما از موضع کسی که این موهبت را دارد حرف زدید و بنابراین انگار دارید از موضع بالا به این قضیه نگاه میکنید…
 
یعنی شما فکر میکنید که من از موضع بالا با این قضیه برخورد میکنم؟
 
نه منظورم این است که موضع آدمی که یک موهبتی را دارد و از آن صحبت میکند با کسی که آن موهبت ها را ندارد متفاوت است در این صورت برای این که دیگران این صحبت ها را باور کنند احتمالا باید پارامترهای دیگری هم وجود داشته باشد
 
اعتقاد قلبی به داشتن یا نداشتن پارامتر مربوط نمیشود دیگران باور میکنند برای آن که من اعتقاد قلبی به شدت قوی دارم و لزومی نمیبینم در این موارد حرف بزنیم
 
به نظر من شما الگوی خوبی برای جوان ها هستید درستان را خوانده اید اهل کار کردن و موفق هستید هنوز هم ورزش و تندرستی را پیگیری میکنید و به نظر میرسد حواشی که دیگران در موردش حرف میزنند اصلا مربوط به شما نمیشود خیلی ها هستند که خیلی اعتقادات را ندارند اما در موردش حرف میزنند شما دارید و نمیخواهید در موردش حرف بزنید؟
 
مثلا آیا برای شما عجیب است که من همیشه نماز میخواندم و میخوانم؟ آیا هنرپیشه ای که شلوار جین میپوشد اگر نمازش را هم سر وقت بخواند عجیب ناراحت کننده یا تعجب آور است؟ چرا این غیر قابل باور است؟
 
غیر قابل باور نیست اما ما با الگوهایی که خودمان در ذهن داریم آدم ها را میسازیم شاید متاسفانه انتظار جامعه چنین است
 
انتظار جامعه این نیست مشکل جامعه این است که راجع به آدم ها هرجوری دوست دارد قضاوت میکند من یک مثالی را برایتان میزنم اگر دوست داشتید آن را بنویسید بگذارید اولش جمله ای از پائولو کوئیلو را برایتان نقل کنم ایشان میگوید قبل از آن که راجع به راه رفتن کسی قضاوت کنید چند قدم با کفش های او بردارید یعنی خودتان را در آن جایگاه و موقعیت ببینید بعد راجع به او قضاوت کنید مورد دوم مثالی است که دوست دارم برایتان بگویم میگویند شخصی در اتوبوس که محیطی آرام و بی صدا داشته نشسته بود در اتوبوس باز میشود و یک مرد با سه بچه اش وارد میشوندمردی که وارد میشود توی خودش بود اما این سه بچه اتوبوس را روی سرشان گذاشته بودند شلوغ میکردند جیغ میکشیدند و خودشان را به در و دیوار میزدند مرد اولی با خودش فکر میکند که این آدم چقدر بی فکر و بی شخصیت است و چقدر این بچه ها را بد تربیت کرده است با خودش میگفت چرا این مرد به فکر بقیه مردم نیست دو سه دفعه تصمیم میگیرد برود و به او بد و بیراه بگوید اما جلوی خودش را میگیرد و آخر سر هم با یک لحن تند و بی ادبانه میگوید آقای عزیز مگر نمیبینی بچه هایت اتوبوس را گذاشته اند روی سرشان؟ خجالت نمیکشی که حقوق اجتماعی مردم را زیر پا میگذاری نفر دوم میگوید بله حق با شماست اما من الان از مراسم تدفین همسرم آمدم این بچه ها مادرشان را از دست داده اند و دارند به خاطر مادرشان بی تابی میکنند چون مادرشان چند ساعت پیش مرده است شما خودتان را بگذارید جای مرد اولی میبینید چقدر از پیشداوری خودش پشیمان شد اول فکر میکرد کاملا حق به جانب است اما وقتی با واقعیت مواجه شد با یک موضوع کاملا متفاوت مواجه شد و تازه میخواست به مرد دوم هر کمکی که از دستش بر می آید برساند مشکل عده ای پیشداوری است بدون آن که بدانند شرایط چیست پیشداوری میکنند
 
بعضی وقت ها همکاران ما هم به این پیشداوری و شایعات دامن میزنند به هر حال غرض ورزی هم دارند یا از عده ای پول میگیرند که این کارها را بکنند چون احساس میکنند که شاید شما رقیبشان باشید یا این که غرض ورزی شخصی میکنند نظر شما در این مورد چیست؟
 
بعضی ها به خاطر این که مثلا من با آنها مصاحبه نکرده ام یا به هر دلیل دیگر اما مردم که این گونه نیستند بعضی همکاران شما این اطلاعات غلط را به مردم میدهند
 
به هر حال در این ١٢-١٠ سال مدام برایتان شایعاتی درست شد اما به هر دوره از زندگیتان که نگاه میکنیم به جز آن حواشی که خیلی ربطی به شما نداشت بخش هایی هم که ربط داشت مربوط به زندگی عادی هر شخص زنده است در تمام این سال ها شما یک پسر خوب بودید اهل تحصیل ورزش کار موفقیت و بدون آلودگی های معمول برخی از جوانان جامعه البته در مورد آن حواشی هم کسی چیزی نمیدانست و نمیداند با این حال جدای از آن حواشی اگر قرار باشد واقع بینانه و بدون غرض ورزی نگاه کنید در هر مقطع از زندگیتان شما در حال تلاش هستید و انرژیتان را صرف موفقیت در امور مثبت کردی به نظر میرسد اگر هنرپیشه نمیشدید و فقط تجارت میکردید هم با همین انرژی جلو میرفتید آیا این رازی بود که خودتان در خودتان کشف کردید؟
 
من آدمی شدیدا با انرژی هستم و دوست دارم به نحو احسن کاری را که وارد آن میشوم انجام بدهم اما در هر مقطعی هر کاری انجام میدهم درگیر حاشیه میشود نمیدانم شاید بعضی ها به جای آن که سعی کنند خودشان پیشرفت کنند انرژیشان را صرف حاشیه سازی برای دیگران میکنند تا آن طرف به چشم نیاید یا کوچک شود مثلا من پارسال رفتم به تیم والیبال ارتعاشات صنعتی و شدم مربی بدنسازی بعضی ها قبل از آن که بیایند سوابق والیبال مرا بررسی کنند و بدانند که من یک والیبالیست حرفه ای بودم شروع کردند به گفتن چیزهایی که واقعا هیچ دلیلی نداشت سوابق والیبال من اینجا هست و من آن را به شما میدهم من از بچگی والیبال را پیگیری میکردم در تیم نوجوانان بازی میکردم در تیم جوانان و بزرگسالان بازی کردم و در تیم های خوبی هم بودم با مربیان خوبی هم کار کردم مربیان من الان مربیان سوپر لیگ هستند و اینها همه اش مستند هست و اگر بخواهید برای شما میگویم
 
اگر بگویید خیلی خوب است
 
من در تیم پاس بازی میکردم و آنجا مربی من جناب سرهنگ حیدر خان بود که سال ها مربی تیم تیم ملی بود در پارس خودرو و شیشه و گاز در تیم فرهاد داخم بازی کردم حسن نبی مربی من بود در دیهیم و استقلال شرق یا نصر بازی کردم در باشگاه های مختلف بودم حالا گیریم که من اصلا والیبالیست هم نمی بودم من آمدم ورزش را با سینما ادغام کردم یعنی وقتی من به سالن های ورزشی میرفتم این باعث میشد یک عده آدم دیگر بیایند به سالن های ورزشی و به ورزش روی بیاورند آیا این اتفاقی است که باید از آن حاشیه سازی کرد؟ آیا باید کسانی بیایند از بخش های بد آن بهره برداری و سوء استفاده کنند؟
 
این حس ها و این شرایط که بعدا برایتان به وجود آمد باعث شد ماشالله موفق باشید و حاشیه هایی هم برایتان به وجود می آید البته در اینجا دو نکته وجود دارد که که آدم های موفق به آن توجه دارند یکی این که آدم های بزرگ مشکل های بزرگ دارند دوم این که مردم هیچ وقت به قطاری که ایستاده سنگ نمی اندازند همیشه به قطاری که در حال حرکت است یعنی دارد پیشرفت میکند سنگ می اندازند آیا این استراتژی ها به شما کمک میکند که با حاشیه ها کنار بیایید؟ به هر حال حاشیه آدم را اذیت میکند و تاثیر روحی بدی دارد آیا این حاشیه اذیتتان کرده یا برایتان انگیزه شده برای جلوتر رفتن؟
 
من هم یک اعتقاد دارم من میگویم تا باد مخالف نباشد بادبادک بالا نمیرود وقتی میخواهی برسی به اوج باد مخالف حتما باید باشد تا این اتفاق بیافتد حاشیه ها آرار دهنده است چون گاهی اوقات لطمات جبران ناپذیری به آدم میزند مثلا وقتی مجله ای را باز میکنم میبینم مغرضانه تیتری زده و مطلبی نوشته شده که خودش و دوستانش از آن استفاده کنند و این آدم با خودش فکر نمیکند که دارد به یک انسان دیگر لطمه میزند من میگویم آدم نباید راضی شود به هر قیمتی پول دربیاورد
 
اگر بخواهید به تمام کسانی که این حاشیه ها را پررنگ کردند یک جمله بگویی چه میگویی؟
 
میدانید من به مادرم چه میگویم؟ مادرم میگوید دیدی فلان جا فلانی برایت چه نوشته؟ میگویم مادر من این آدم ها گناه دارند حق دارند برای این که گاهی اوقات خودم را جای آن آدم ها قرار میدهم و میگویم شاید یک در ضد اگر من هم جای آن آدم بودم شاید آن اشتباه را من هم مرتکب میشدم ،اگر بخواهیم به شکل منفی به این قضیه نگاه کنیم عده ای فکر میکنند که بعضی ها دلشان میخواهد همیشه خبرساز باشند بنابراین همیشه سعی میکنند دور و برشان اخباری وجود داشته باشد بدون آن که بخواهیم غیبتی بکنیم چند نفر از فوتبالیست های ما این طوری هستند ،من فکر نمیکنم هیچ آدمی حاضر باشد برای خودش شرایطی درست کند که برایش حاشیه منفی بسازند آدم هایی که برای من حاشیه سازی میکنند چند دسته هستند یک سری از روی حسادت این کار را میکنند اینها آنهایی هستند که گناه دارند دعا میکنم خدا کمکشان کند یک عده هم هستند که مغرضانه رفتار میکنند و این دلایل مختلفی دارد آنهایی که نتوانستند از من بهره برداری کنند مصاحبه از من خواسته اند من نداده ام ساعت ها با سبدهای گل دم در دفترم منتظر مانده اند و چون من جنس این آدم های کثیف و بد ظاهر مطبوعاتی را میشناختم جوابشان را نداده ام و یا مانند دیگر همکاران عزیزم تطمیعشان نکرده ام عکس مرا روی جلد میگذارند تا مجله به فروش مطلوبشان برسد اما در باند یک گروه دیگر از این آقایان هستند که دارند از آنها تطمیع میشوند و دارند خرجی زندگیشان را در می آورند باید اسم مرا بزند تا مجله اش بفروشد اما نمیخواهد یا اجازه ندارد در داخلش خوب بنویسد مجبور مجموعه ای درست کند که مرا بکوبد آنها گناه ندارند آنها مطمئنا جواب این کارشان را خواهند گرفت
 
آیا خودتان انتقادپذیر هستید؟
 
هر آدمی که بخواهد پیشرفت کند باید انتقاد غیر مغرضانه را بپذیرد من انتقادی را که مغرضانه باشد نمیپذیرم همه چیز را میسپارم به قضاوت مردم شما کارنامه بازیگری مرا مورد قضاوت قرار بدهید و قضاوت کنید ما ٧٠ میلیون نفر جمعیت داریم آیا این تعدادی آدمی که تعدادشان یک رقمی است همه آنها و قلمشان را میشناسند و آنها مدام در مجلات مختلف بر علیه من مینویسند یک طرف هستند و آن ٧٠ میلیون نفر آدم دیگر یک طرف دیگر؟ بگذارید مردم قضاوت کنند که آیا گلزار نسبت به فیلم سام و نرگس که اولین فیلمش بود تا فیلم دو خواهر چقدر پیشرفت کرده؟
 
آیا اتفاق افتاده که انتقادی را از کسی دیده یا خوانده باشیذ و آن را دوست داشته باشید؟
 
بله در مورد بعضی از فیلم های من گفته اند که نباید در آن بازی میکردم
 
میتوانید این فیلم ها و سکانس ها را بگویید؟
 
نه درست نیست اسم فیلمی را ببرم چون کارگردان و تهیه کننده لطمه میبینند و طبیعتا فیلم هایی در کارنامه من هست که پکیج فیلم باعث شده آن فیلم موفق شود شما فیلمنامه را میخوانی و میبینی پتانسیل خوب بودن را دارد اما گروه از کارگردان بازیگر فیلمبردار و همه نتوانستند مجموعه خوبی را به وجود بیاورند
 
میگویند شما یک خصلت دارید که مشخصه آدم هایی است که به قضایا حسی نگاه میکنند میگویند شما اگر کسی را به عنوان دوست بپذیرید و بدانید مغرض نیست خیلی دوست خوبی هستید
 
بله پای دوستی هایم می ایستم من خیلی دلی به قضایا نگاه میکنم
 
در حوزه سینما یک سری اتفاقات هم بوده که باعث شده به اتفاقات دامن زده شود مثل وقتی که رفتید با آقای بیضایی کار کنید و نشد چون دقیقا مشخص نشد که به خاطر چه بود حاشیه هایی هم به وجود آمد
 
دلیلی نمیبینم برایش توضیح بدهم من میگویم خدا وقتی بندگانش را دوست دارد هر اتفاقی که برایشان می افتد بهترین اتفاق است که باید برایشان بیافتد مثلا من الان ناراحت نیستم که در فیلم سربازان جمعه آقای کیمیایی بازی نکردم از این که در کار آقای بیضایی بازی نکردم ناراحت نیستم و یکسری اتفاقات دیگر که الان یادم نیست هیچ کدام از کارهایی که نشده در اثر کوتاهی من نبوده پس اعتقاد دارم بهترین اتفاق که قرار بود برای من بیافتد همین است که اتفاق افتاده چون من اصلا کوتاهی نکردم
 
بزرگترین انتقادی که خودتان از خودتان دارید چیست؟
 
چه سوال خوبی؟ (فکر میکند)… زیاد از خودم انتقاد دارم کدامشان را بگویم؟
 
بزرگترینشان را مثلا تا حالا شده که دچار غرور شوید؟
 
این را باید از بقیه بپرسید من اگر دچار غرور شده باشم که این را نمیبینم شما باید از کسانی که با من نزدیک هستند یا با من کار میکنند بپرسید
 
منظورم این بود که خودتان احساس کنید که دارید مغرورانه جواب میدهید و حرف میزنید آیا در این صورت جلوی خودتان را گرفته اید یا این که اجازه دادید آن اتفاق بیافتد
 
من چون شدیدا آدم رو راستی هستم زمانی احساسم در برخورد با آدم ها فرق میکند که احساس کنم با من روراست نیستند من همان محمدرضا گلزاری هستم که از زمانی که خودم را شناختم بودم الان که رو به روی شما نشسته ام هم همان هستم منتها فقط به خاطر موقعیت اجتماعی و شغلی که دارم شرایطم فرق کرده اما خودم فرق نکرده ام
 
در مورد قضیه غرور شما آدم ها تقریبا به دو دسته تقسیم میشوند آنهایی که شما را از نزدیک نمیشناسند فکر میکنند که مغرورید و این شاید به حالت چهره تان برگردد اما آنها که به واسطه همکاری شغلی شما را میشناسند اینطوری نمیگویند مثلا خانم یثربی که مدتی با شما برای کار آقای حاتمی کیا همکار بود میگقت من در مورد آقای گلزار طور دیگری فکر میکردم اما او خیلی خوب همکاری میکرد آقای بانکی هم در مورد این همکاری همین را گفت
 
مردم هم وقتی من را میبینند همین حس را دارند آنها میگویند ما فکر میکردیم تو حتما خیلی مغرور و بداخلاق هستی اما میبینند که من اینطوری نیستم چون مردم را دوست دارم
 
بعضی ها وقتی مشهور میشوند خصوصا در سال های اول شهرتشان بین آنها و خانواده شان فاصله می افتد آیا برای شما چنین حالتی به وجود نیامده؟ آیا شده که مثلا مادرتان چنین حسی کرده باشد و با شما هم عنوان کند؟
 
این را باید از آنها بپرسید من که چنین حسی ندارم
 
آیا کار  نکرده ای هست که دوست داشتید انجامش میدادید؟
 
کار نکرده ای که خیلی دوست داشتم انجام بدهم خلبانی است خیلی دوست داشتم خلبان شوم و پریدن با چتر را هم دوست دارم اما میترسم که این کار را انجام بدهم و دوباره آقایان شروع کنند که فلانی این کار را کرده و حاشیه درست کنند مگر این که یواشکی بروم با چتر بپرم
 
فکر نمیکنم تهیه کننده ها هم اجازه بدهند
 
بله فکر میکنم شکایت کنند میگویند بدآموزی دارد
 
خیلی از آنهایی که دنیای سینما و ستاره هایش را نمیشناسند فکر میکنند آنها یا جلوی دوربین هستند یا در حال تفریح هستند فکر نمیکنند که شما دارید یک جایی را اداره میکنید یک سری کارمند دارید و باید آنها را اداره کنید فکر میکنم بد نباشد برنامه روزانه تان را بگویید
 
من هرروز صبح که از خواب بیدار میشوم اول در خدمت خانواده هستم و بعد میروم باشگاه و بعد می آیم دفتر اگر یک وعده دیگر تمرین داشته باشم میروم باشگاه و بعد از آن میروم خانه نه به رستوران میروم نه کافی شاپ نه بیرون میروم اینها همه مستند است تا این زمان که مجله دارد بیرون می آید هیچ کس نمیتواند بگوید من هفته پیش گلزار را در رستوران یا کافی شاپ دیدم نمیروم چون زندگی من سخت شده شاید بعدا بروم اما الان بیشتر از یک سال است که این کار را نمیکنم همه اش سر کار هستم و ورزش میکنم
 
فکر میکنم به ندرت هنرمندی پیدا بشود که صبح اش را با ورزش شروع کند در دفتر چطور؟ آیا به بچه هایی که اینجا کار میکنند سخت گیری میکنید؟
 
نه اینجا یک عده جوان دارند کار میکنند که همه شان هم پسر هستند منشی های دفتر هم مرد هستند ورود خانم ها هم ممنوع است یک عده را اینجا جمع کرده ایم که دارند کار میکنند و هم خرج خودشان را میدهند و هم خرج خانواده هایشان را و با عشق میایند سر کارشان بابت این مساله خیلی خوشحالم
 
آنها با یک گلزار دیگر مواجه می شوند؟
 
آنها برادران من هستند البته باید از خودشان بپرسید
 
یک عده از همکاران شما هستند که میخواهند ادای روشنفکران جامعه را دربیارند و خودشان را از مردم جدا کنند و وصل کنند به یک گروهی خاص تفاوت رضا گلزار با کسانی که اینطوری نگاه میکنند را در چه میبینید؟چرا هیچ وقت نتوانستید اینطوری باشید؟
 
برای آینکه آنها خودشان نیستند و دارند ادا درمی آورند و در زندگیشان هم همین طور بوده اند فکر میکنم اگر بخواهم بیشتر توضیح بدهم داستان میشود
 
یک سوال همین الان به ذهنم آمد اگر بخواهید از بین بازیگران سوپراستار الگویی داشته باشید الگوی شما کدام یک از بازیگران سینمای قدیم است؟
 
من الگوبرداری نمیکنم اما به همه احترام میگذارم و همه برایم قابل احترام هستند
 
وقتی تنها هستید چه نوع موسیقی گوش میدهید؟
 
من همه سبک موسیقی را گوش میکنم
 
آیا موسیقی سنتی را هم گوش میکنید؟
 
بله اما کمتر برای موسیقی سنتی فرصتی واقعا نیست در ماشین که قطعا گوش نمیکنم و در تنهایی و خلوت هم که واقعا این فرصت را ندارم
 
با توجه به این که کار حرفه ای هنر را با موسیقی شروع کرده اید آیا هنوز آن دوران را دوست دارید یا آنکه سینما آنقدر وقتتان را گرفته که به آن فکر نمیکنید
 
خیلی دوست دارم که دوباره یک گروه تشکیل بدهم و موسیقی کار کنم کما اینکه یک کاری را شروع کردیم که یک مقدار جان گرفت اما برخورد کرد با کار دو خواهر و گرفتاری های خاص خودش که مجبور شدم رهایش کنم
 
مردم این چهره  شما را خیلی دوست دارند و شما هم همیشه با همین چهره بازی کردید آیا حاضرید با چهره ای که شکسته شده بازی کنید؟ شاید بعضی ها فکر میکنند شما خودتان به عنوان یک بازیگر هم همین چهره را بیشتر دوست دارید
 
پیش نیامده شما فیلم دو خواهر را مقایسه کنید با فیلمی مثل بوتیک آیا این ها در یک مدل و سبک است؟ آیا این بازی ها یکی است؟ باید فیلمنامه اش موجود باشد و اگر خوب بود و لازم بود این کار را هم میکنم الان کدام فیلم را میبینید که در سینمای بدبخت بیچاره ما با این شرایط ساخته میشود؟ کدام فیلمنامه را بر این اساس که الان شما مثال میزنید مینویسند؟
 
یعنی اگر باشد شما آمادگی اش را دارید که چهره تان را بشکنید؟
 
بستگی دارد اگر فیلمنامه اش را دوست داشته باشم حتما این کار را میکنم من کار دومم فیلم زمانه بود به من گفتند این فیلم فیلم جشنواره های خارجی و موفق خواهد شد به من گفتند باید روی ویلچر بنشینی و نقش فردی فلج را بازی کنی و باید موهایت را بزنیم و من همه این کارها را کرده ام و این کار دوم من بود باید احساس کنی که فیلمنامه ای هست که جواب میدهد و آنوقت شما هرکاری را برایش انجام میدهی
 
دو سه فیلم از شما که خیلی موفق بودند فیلم های کمدی رمانتیک هستند آیا این ژانری است که شما خودتان هم دوست دارید؟
 
طنز موقعیت را؟
 
طنز موقعیت یا کمدی رمانتیک
 
طنز موقعیت کار آسانی نیست و یک کار لب مرزی است یا کاملا موفق میشود یا کاملا زمین خواهد خورد یا موفق است یا کاملا ناموفق
 
اگر عیبی ندارد بگویید الان مردم میدانند که دچار حاشیه های بسیاری شدید که به قول خودتان واقعیت ندارد اگر امکان دارد بیشتر توضیح دهید تا علاقه مندان شما بیشتر شما را بشناسند
 
من باید بگویم ١١ سال شاگرد اول مدرسه و منظقه بودم ظرف این ١١ سال همیشه نفر اول تمام مدارس دخترانه و پسرانه منطقه بودم دوستانم میگویند وقتی می آمدیم بورد را نگاه کنیم میدانستیم شاگرد اول کیست و بیشتر دنبال نفرهای بعدی بودیم به جز سال آخر که من تغییر رشته دادم و رفتم تجربی تا دندان پزشکی بخوانم همزمان با آن همیشه ورزش میکردم و کاپیتان تیم والیبال منطقه بودم به تیم استان تهران دعوت شدم و… مدام به اسکی میرفتم و زبانم را همان موقع که درس میخواندم تکمیل کردم احساس میکردم که باید از این شرایط استفاده کامل کنم
 
آیا این احساس را هم داشتید که قرار است متفاوت باشید؟
 
من متفاوت بودن را دوست داشتم دوست داشتم مورد تشویق قرار بگیرم دوست داشتم هر دفعه که معلمم می آید داخل مدرسه از همان روز اول صدا کند و بگوید گلزار بلند شو و بقیه برایش دست بزنند دلم میخواست در همه کارها موفق و متفاوت باشم
 
این به خاطر یک احساس اعتماد به نفس هم هست معمولا کسی که درسش را خوانده برای همه چیز آمادگی دارد و نگران چیزی نیست این حس را دارد
 
شاید همین طور است که میگویید
 
بخشی از این اعتماد به نفس شاید برمیگردد به شرایطی که خانواده برای فرزندش فراهم میکند آیا در مورد شما هم اینطوری است یا این که خودتان متفاوت از بقیه این طور فکر میکردید؟
 
همه این حس هایم به خاطر حمایت ها و کمک های پدر و مادرم بود من از همان بچگی از کم داشتن و کم کاری و تنبلی متنفر بودم
 
آیا تا کنون تاثیر مستقیم الگو بودنتان را روی جوان ها دیده اید؟ یک بار در یک فروشگاه یک پسر نوجوانی یک بلوز با آرم گوچی میخواست فروشنده میپرسید کدام مدل؟ میگفت همان که آقای گلزار پوشیده و داشت توضیح میداد آیا خودتان با این قضیه برخورد کرده اید؟
 
بالاخره هرجا در هر کشوری این اتفاق میافتد مردم وقتی فیلمی را میبینند همزاد پنداری میکنند پسرها خودشان را جای نقش اول فیلم میگذراند و دخترها هم خودشان را جای بازیگر نقش زن فیلم قرار میدهند وقتی یک بازیگر و شخصیت محبوب باشد این حالت بیشتر است برای من هم از این اتفاقات افتاده است آرایشگرم میگوید خیلی از پسرها می آیند مستقیم میگویند موهایم را شبیه به فلانی بزن یک خاطره بامزه هم برایتان بگویم برای یکی از مراسم ها رفته بودم کرمان دیروقت از هتل بیرون آمدم تا بروم دم یک دکه یک روزنامه بخرم و بیایم دیدم یک جوان یک مجله را که عکس من روی آن است برداشت و بی اغراق هفت هشت دقیقه داشت همین طوری نگاه میکرد پشت سرش ایستاده بودم و کنجکاو بودم که ببینم میخواهد چکار کند هفت هشت دقیقه عکس را از زوایای مختلف همین طوری نگاه میکرد من زدم پشت پسره برگشت و نگاه کرد در آن لحظه واقعا فکر کرد که دارد خواب میبیند نگاه میکرد و عقب عقب میرفت و فقط جیغ نکشید خیلی صحنه جالبی بود داشت عکس مرا نگاه میکرد و فکر میکرد از آسمان آمده ام
 
فکر میکنم یکی از دلایلی که باعث میشود از این حواشی ناراحت بشوید وقتی است که میدانید به هر صورت الگوی بسیاری از نوجوانان و جوانان هستید و این حواشی ممکن است برای آنها هم بدآموزی داشته باشد
 
درست میگویید مخصوصا تریبونی هم وجود ندارد که من بروم پشت آن تریبون و برای مردم صحبت کنم و از خودم دفاع کنم و بگویم این حواشی که درست شده همه اش دروغ است و پاپوش است مثلا راجع به آن بلوتوثی که آمده بود با اندک دقتی مشخص بود که جعلی است و دو فیلم چسبانده شده به هم است ما این را توضیح دادیم و تبرئه شدیم و حکم دادگاهش هم هست من و آقای حیایی در منزل آقای حیایی بودیم و فیلم دوم را چسبانده بودند به فیلمی که مشخصا از لحاظ نوع موسیقی نوع نورپردازی و وقفه ای که وسط فیلم است معلوم است که دو فیلم مجزاست یک عده دوست ندارند باور کنند که خیلی هم اصرار نداریم که باور کنند آنهایی که الگو برداری میکنند بروند ببینند و بررسی کنند تا متوجه شوند ما چه شرایط سختی را میگذرانیم مسائل دیگری هم هست که اگر لازم باشد هم راجع به آنها صحبت خواهم کرد مسائلی که مردم باز دارند در موردشان صحبت میکنند و من حتما راجع به آنها صحبت خواهم کرد
 
الان نمیخواهید صحبت کنید
 
نه بگذارید برای بعد

 
منوی کاربری
ایمیل
رمز عبور
 
» عضویت
» یادآوری رمز عبور
تبلیغات مرتبط

© کلیه حقوق این وب سایت محفوظ می باشد. طراحی سایت با مهریاسان