بازیگران ایرانی

خانه > مقالات > عوامل سینمایی > بازیگران > بازیگران زن > کتایون ریاحی
عوامل سینمایی و بازیگران
خبرنامه
نام:
*ایمیل:
*موبایل:
 
*درج کد
کتایون ریاحی
کتایون ریاحی

بیوگرافی کتایون ریاحی :

 کتایون ریاحی


 کتایون ریاحی
متولد ۱۰ دی ۱۳۴۰ در تهران است ،  کتایون ریاحی لیسانس ادبیات و مردم شناسی دارد ،یک برادر به نام علیرضا ریاحی دارد که با زیگر است ، یک پسر به نام پوریا دارد ،خانواده ای معتقد و مومن دارد؛ کتایون ریاحی پدرش را چند سال پیش از دست داده ،فوق العاده احساساتی خصوصا در برخورد با مستمندان و ایتام است ،از دوران نوجوانی بسیار شیک پوش بوده است ،در کار و زندگی به برادرش وابسته است و در حال حاضر همراه با او مدیریت یک شرکت گرافیکی را بر عهده دارد ، کتایون ریاحی با نویسندگی برای کودکان شروع کرد ومجموعه ای از قصه های او با نام (ضرب المثلهای پدر بزرگ) به شکل نوار کاست منتشر شد، اولین همبازی حرفه ای  کتایون ریاحی امین تارخ بود ،با فیلم خبرچین به سینما آمد. اما خبرچین در نیمه راه متوقف شد و  کتایون ریاحی برای بازی در فیلم پاییزان انتخاب شد.  کتایون ریاحی در سینما چندان موفق نبود اما با بازی در مجموعه پدرسالار توانست خود را مطرح کند و حضور  کتایون ریاحی در مجموعه های روزهای زندگی و خصوصا سریال پس از باران از او چهره محبوبی ساخت.  کتایون ریاحی موفق شد در سریال پس از باران و شب دهم بازی بسیار زیبایی ارائه دهد.  کتایون ریاحی پس از مدتها دوری از سینما با بازی در شام آخر مهمترین و زیباترین بازی دوران زندگی خود را به معرض نمایش گذاشت و برای بازی در همین فیلم کاندیدای جایزه بهترین بازی نقش اول زن از بیستمین جشنواره فیلم فجر شد. فعالیتهای هنری  کتایون ریاحی عبارتند از: پاییزان (رسول صدرعاملی – ۱۳۶۶) — خبرچین (نصرت الله زمردیان، مازیار پرتو – ۱۳۶۶) — غریبه (رحمان رضایی – ۱۳۶۶) — آخرین لحظه (فرخ انصاری بصیر – ۱۳۶۷) — کشتی آنجلیکا (محمدرضا بزرگ نیا – ۱۳۶۷) — آپارتمان شماره ۱۳ (یدالله صمدی – ۱۳۶۹) — حکایت آن مرد خوشبخت (رضا حیدرنژاد – ۱۳۶۹) — تماس شیطانی (حسن قلی زاده – ۱۳۷۱) — قافله (مجید جوانمرد – ۱۳۷۱) — همسایه ها (مجموعه تلویزیونی، یک قسمت، ۱۳۷۲) — پدر سالار (اکبر خواجویی – مجموعه، ۱۳۷۳) — ماه مهربان (قاسم جعفری – ۱۳۷۴) — پهلوانان نمی میرند (مجموعه، حسن فتحی – ۱۳۷۵) — لاک پشت (علی شاه حاتمی – ۱۳۷۵) — روزهای زندگی (مجموعه، سیروس مقدم – ۷۸/۱۳۷۷) — پس از باران (مجموعه، سعید سلطانی – ۷۹/۱۳۷۸) — شام آخر (فریدون جیرانی – ۱۳۸۰) — شب دهم (فیلم/مجموعه، حسن فتحی – ۱۳۸۰) — جایی دیگر (مهدی کرم پور – ۱۳۸۱) — آواز در باران (یدالله صمدی – ۱۳۸۱) — این زن حرف نمیزند ( احمد امینی، ۱۳۸۱) و یوسف پیامبر و…..

مصاحبه با کتایون ریاحی :
 کتایون ریاحی

کتایون ریاحی بازیگر سینما و تئاتر که در آخرین اثر خود در نقش زلیخا در سریال حضرت یوسف (ع) به ایفای نقش پرداخته بود طی یادداشتی از عرصه هنر خداحافظی کرد. آنچه در پی می‌آید متن این یادداشت است.
 
«گاهی اوقات زندگی طوریه که آدم نون امروز را واسه شکم فرداش نمی‌خواد،
اونوقته که رویاهای آدم به تعویق می‌افته.
گاهی اوقات آدم از سرنوشت، ‌رو دست خوبی می‌خوره،‌ که فکر می‌کنه داره تصمیم می‌گیره
اونوقته که آدم ادعاهایی می‌کنه،‌ که تو رو دربایستی انجامش گیر می‌افته.
گاهی اوقات آدم از آرزوهاش جا می‌مونه.
گاهی اوقات آدم می‌خواد بازی کنه، ‌بازیگر می‌شه.
گاهی اوقات داره می‌خنده وقتی تو دلش خونه، گاهی گریه می‌کنه و قتی داره از زور خنده می‌میره.
گاهی اوقات شوخی شوخی همه چیز جدی می‌شه.
گاهی اوقات آدم وقتی زیاد می‌خواد کم می‌یاره، گاهی وقتی کم می‌یاره زیاد می‌خواد.
گاهی اوقات با ترس و لرز بر می‌گرده به پشت سرش نگاه کنه،‌ می‌بینه چه شجاعتی
گاهی اوقات با شجاعت می‌تونه ترساشو نگاه کنه.
گاهی اوقات آدم به دنبال خوشبختی، ‌زندگی را گم می‌کنه، گاهی هم با انتظار زندگی را معنا می‌کنه.
گاهی اوقات آدم برای پیدا کردن یه گنج الکی،‌ گوهر خودشو گم می‌کنه،‌ گاهی هم گوهر حقیقت را پیدا می‌کنه.
گویا زمان برآورده شدن آرزوی من و پسرم فرا رسیده و لازم است که زائر سرزمین قصه، راهی شود. اینک که عازم سفرم، سفری به دیگر سوی زندگی،‌ بر خود لازم می‌دانم تا از دوستانم و استادانم که آنقدر به من نزدیک بودند که در من بودند، تشکر کنم؛ پروانه ماهان، زهرا عروس خوب پدر سالار، خانم بس، فاطمه ملاصدرا، فخرالزمان،‌ مهین مشرقی، تارا، ثریا اردلان …. و زلیخای عاشق. گر چه همه این عزیزانم عاشق بودند ولی عشق زلیخا خود یک معجزه بود.
این زنان و تنها دوستان نازنینم گاهی تشویقکی شدند و اگر تنبیه نشدند، خدا را شکر، ‌که البته باور نمی‌کنم بازیگر زنی در جهان باشد که شماتت، تحقیر و تنبیه نشود. اما همواره بزرگترین مشوقم مردم بودند با مهر آریائیشان و ایمان به خدا.
بسیار بسیار مفتخرم که در تمام طول زندگی بازیگری‌ام، تنها و تنها یک حامی داشتم و به قول جماعت سینمایی آنان که با کمان حلاجی پنبه‌ام را زدند، خواسته یا ناخواسته به دنبال چیزی بودند که سهم من ورای آن بود.
در طول بیش از دو دهه هرگز افتتاحیه و اختتامیه جشنواره فجر را ندیدم. کارت دعوت به دستم نرسید! و خلاصه به قول ولتر: “خدایا مرا از شر دوستانم در امان بدار، خود با دشمنانم می‌دانم چه کنم!”
در مقطعی که سینما راجایگاهی شایسته برای خود نمی‌دیدم، تلویزیون پایگاهی شد تا مهرم را با مردم مهربان تقسیم کنم.
و باز به قول حافظ: “کیمیای سعادت رفیق بود رفیق”،‌ رفقایی که همچنان هستند و من قدردانشان و آنان که رفتند خدا به همراهشان. و اما این همه تنهایی، ‌برکت بود برای خلوت انس و این که؛ “یدالله فوق ایدیهم”،‌ که ترجمه سینمایی آن می‌شود: براستی خدا بزرگ ترین کارگردان است .
آنچه می‌بایست از جادوی سینما و بازیگری بیاموزم، ‌آموختم تا شاید ره توشه‌ای برای نوشتن باشد و در پی تجلی معجزه عاشقانه زلیخا در زندگی‌ام. ‌اینک برآنم تا با اعجاز کلمات، ‌پیوندی دیگر با شما نه از جنس نقش آفرینی بلکه با آفرینش نقش داشته باشم .
اراده امروز من برای نوشتن،‌ گویا مجالی برای بازیگری نخواهد گذاشت،‌ اما باید دید اراده خدا چه تقدیری برایم رقم خواهد زد.
باشد که از این آزمون سربلند و دست پر بیرون آیم.»
ریاحی در اولین کار سینمایی با فیلم سینمایی پاییزان در سال ۱۳۶۰ خود را به عرصه بازیگری و سینمای ایران معرفی کرد. کشتی آنجلیکا، آپارتمان شماره ۱۳ ، شام آخر، بانوی من، تارا و تب توت فرنگی و دعوت از دیگر آثار مطرح این بازیگر توانای سینما و تلویزیون محسوب می‌شود

 
منوی کاربری
ایمیل
رمز عبور
 
» عضویت
» یادآوری رمز عبور
تبلیغات مرتبط

© کلیه حقوق این وب سایت محفوظ می باشد. طراحی سایت با مهریاسان